|
|
|

شيخ مرحوم در خاتمه مستدرک در ترجمه خواجه نصيرالدين طوسي قدسسرّه نقل کرده که روزي از شخصي کاغذي به دستش رسيد که در آن، کلمات زشت و بدي نسبت به ايشان روا داشته بود. از جمله اين کلمه قبيحه؛ که يا «کلب بن کلب».
تاريخ پيدايش و پديد آورنده بابيه
مسلك بابيگرى در قرن سيزدهم قمرى (نوزدهم ميلادى) توسط فردى به نام سيد على محمد پديد آمد. وى در اول محرم سال 1235 يا 1236 (1820 ميلادى) در شيراز متولد شد و در بيست و هفتم شعبان سال 1266 در تبريز به جرم ارتداد به دار آويخته شد.
هدف از تحقيق
هدف از اين تحقيق بررسى چند و چون جنبش بهائيت به عنوان يك جنبش مذهبى از آغاز تا امروز است. سؤال اصلى ما اين است:فرقه هاى شيخيه، بابيه،ازليه و بهائيه( كه همه را تحت عنوان بهائى گرى در ايران خلاصه نموده ايم )كى، چرا،چگونه و توسط چه كسانى به وجود آمده اند؟ ديدگاهها و اعتقاداتشان چيست و در مقابل حوادث مختلف در ايران، از آغاز پيداش تا كنون، چگونه موضع گيرى نموده اند؟در اين تحقيق مى خواهيم به جنبش بهائيت از زاويه جامعه شناسى سياسى بنگريم و نحوه تعامل آن را با اقتدارملى مورد توجه قرار دهيم. كيان و اقتدار ملى ايران بعد از دوران صفويه حول محور ايدئولوژى تشيع شكل گرفته است. به گمان ما قدرتهاى استعمارى از اين فرقه ها براى شكستن كيان يا اقتدار ملى ايران استفاده نموده اند.به عبارت ديگر فرضيه ما دراين تحقيق اين است كه از اين جنبش يا سلسله جنبش ها در ايران براى شكستن كيان يا اقتدار ملى، كه از زمان صفويه حول محور تشيع سامان يافته است استفاده شده و همواره در اين راستا ايفاى نقش نموده اند.
آيا در اسلام حكمي بنام تقيه وجود دارد؟ آيا تقيه باعث كذب و يا نفاق نشده و وسيلهاي براي پوشاندن عقايد واقعي انسان نيست؟
| پاسخ |
|
تقيّه در لغت از ريشه وقايه به معني حفظ چيزي از خطر و ضرر است. چنان كه تقوا نيز از ريشه است. تقوا يعني نگهداري نفس از محرمات الهي. بنابراين، تقيّه به معني حفظ جان يا شرف و آبرو يا مال از خطر ديگري است از طريق اظهار كردن عقيده يا عملي كه برخلاف مذهب او و موافق با مذهب ديگري است. آنچه گفته شد، معني لغوي و عرفي تقيّه است و در اصطلاح شرعي عبارت است از جلوگيري از ضرري كه ممكن است از جانب ديگري به انسان برسد از طريق موافقت كردن قولي يا فعلي با او در امري برخلاف حق است.[1] به عبارت ديگر تقيه در اصطلاح شرعي عبارت است از اظهار كردن امري برخلاف حكم دين از طريق قول يا فعل به انگيزه حفظ جان يا مال يا شرف و آبروي خود يا ديگري.[2]
|