یکی از قوانین از دیدگاه مذهبی شیعه این است که باید ازدواج به دو نحو صورت بگیرد: دائم و موقت . این دو نوع ازدواج در مواردی مشترک و در مواردی متفاوتند; مثلاً از این جهت که مادر و دختر زوجه , بر زوج حرام است و پدر و پسر زوج با زوجه محرمند و نمی تواند زوجه با آن ها ازدواج کند و خواستگاری کردن از وی بردیگران حرام است و بعد از طلاق یا انقضای مدت عقد موقت , زوجه باید عده نگه دارد, بین ازدواج دائم وموقت تفاوتی نیست .
اما تفاوت ها:
1 در ازدواج دائم زن واجب النفقهء مرد است و مرد خواه ناخواه باید عهده دار مخارج روزانه و لباس ومسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب باشد, اما در موقت بسته به قرارداد طرفین است .
2 در ازدواج دائم زن خواه نا خواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند و مثلاً بدون اجازهء او از خانه بیرون نرود, اما در ازدواج موقت آزاد است و بستگی به قرارداد دو طرف دارد.
3 در ازدواج دائم زن و مرد از هم دیگر ارث می برند, اما در موقّت این طور نیست .
4 در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون رضایت دیگری حق ندارند از بچه دار شدن جلوگیری کند, اما درموقت می تواند.
5 در هر صورت وجود مَهْر لازم است , منتها اگر در دائم مهر ذکر نشود, عقد باطل نمی شود و به جای آن مهر المثل تعیین می گردد, ولی اگر در موقت ذکر نشود, عقد باطل خواهد بود.(1)
از دیدگاه شیعه , ازدواج موقت امری غیر قابل اجتناب است ; زیرا غالب جوان ها امروزه تا سن 23ـ 25الگی بلکه بالاتر نمی توانند ـ یا خیلی مشکل است ـ ازدواج کنند. برای این که یک شخص موفق , در دوران تحصیل تا دوازده سالگی در دبستان , و تا پانزده سالگی در راهنمایی , و تا نوزدده سالگی در دبیرستان است وبعد چهار سال در دانشگاه است , که جمعاً 23سال می شود و بعد هم اگر بر سر کار برود و حقوق بگیر باشد.
از طرفی , در سن شانزده سالگی به بلوغ جنسی رسیده و در هیجده و نوزده سالگی به اوج خود می رسد.طبیعت هم حاضر نیست به خاطر آماده نبودن شرایط مادی , دوران بلوغ را تأخیر بیندازد و به جوانان بگوید:چون پول و کار و امکانات ندارید, کاری با شما ندارم و به شما فشار نمی آورم , تا بعد از فراغت از تحصیل و پیداکردن کار به سراغتان خواهم آمد!
در این برهه که جوان از طرفی در اوج شهوت و غریزهء جنسی است و از طرف دیگر زمینهء ازدواج برایش فراهم نیست , چه بکند و چگونه مشکلش را حل نماید؟
برای حل این معصضل راه کارهای زیر ارایهء شده است :
1 رهبانیت موقت ; طبق این نظریه , جوان ها حق استفاده و التذاذ از جنس مخالف را نداشته باشند ومشکلات را تحمل کنند, تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود.
2 کمونیسم جنسی ; طبق این نظریه , جوان ها به حال خود رها شوند, بدون این که ضوابط و مقرراتی وضع شود و التذاذ از جنس مخالف آزاد باشد, مثلاً یک پسر اجازه داشته باشد با ده ها دختر, و یک دختر با ده ها پسررابطه برقرار کند و اگر چندین بار سقط جنین بکند, منع قانونی نداشته باشد.
3 ازدواج موقت ; طبق این نظریه پسر و دختر در صورتی که هم شأن شرعی و قانونی باشند, طبق ضوابط ومقرراتی با هم ازدواج موقت بکنند و از یک دیگر استمتاع نمایند تا شرایط ازدواج دایم فراهم گردد. و درصورتی که به توافق برسند, همین ازدواج را به ازدواج دایم تبدیل نمایند. در هر صورت با این ازدواج دختر حق ندارد تا وقتی در نکاح کسی است , با دیگری ارتباط برقرار کند. این عقد پسر را نیز محدود می کند و به اومی فهماند اگر روزی دختر حامله شد ـ هر چند به طور ناخواسته ـ بچه از آن وی است و باید او را تحت تکفّل خویش در آورد.
این نوع ازدواج مورد تأیید شیعه است و انصافاً از میان نظریه های سه گانه بهتر و پیشرفته تر از همه است .گفتنی است کامل و مترقی و مطابق با واقع بودن قانون یک چیز است , و نپذیرفتن و زیر بار نرفتن مردم , چیزدیگری خواهد بود. ممکن است یک قانون خیلی مترقی و پیشرفته باشد, اما به خاطر سوء استفادهء گروهی یابرداشت ناصحیح عده ای مردم از آن متنفر باشند و زیر بار آن نروند.
اگر می بینید اکثر خانواده های ایرانی زیر بار عقد موقت نمی روند, به خاطر سوء استفادهء مردان هوسران یا به خاطر برداشت غیر منطقی از آن است و نمی شود آن را دلیل ناقص بودن این قانون و در نتیجه دین مقدس اسلام دانست .
]اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ما است
]4 راه اضطراری دیگری هم این است : جوان ها با روزه گرفتن و داشتن سرگرمی ها و نخوردن غذاهای محرک صبر کنند تا امکان ازدواج دایم و یا موقت فراهم شود.
باتوجه به مطالب مذکور, باید گفت :
اولاً: دین مسیحیت و یهودیت امروز, تحریف شده است و دین واقعی نیست , چون همهء ادیان الهی مخالف هرج و مرج و بی بندوباری اند. هیچ یک از ادیان الهی اجازه نمی دهند یک دختر در آنِ واحد بتواند دراختیار ده ها نفر باشد و یا یک پسر در یک آن بتواند از صدها دختر کام بگیرد و هیچ گونه مسئولیّتی در قبال آن هانداشته باشد.
ثانیاً: در صورت آزاد بودن و در بند مقررات و ضوابط نبودن , اگر بچه ای از ارتباط پسر و دختر ولو به صورت اتفاقی , به دنیا بیاید, مسئولش کیست و تکلیف بچه چیست ؟ آیا سقط شود و فدای لذّات حیوانی پدر و مادرشود, یا زنده بماند و تحویل پرورشگاه گردد و به خاطر مشخص نبودن اصل و نسبش عُقده ای بار بیاید, و یاطبق دستور اسلام دختر و پسر, عقد کنند و چون زوج شرعی هستند, بچه هم شرعی و قانونی و منتسب به پدرشود و او عهده دار مخارجش باشد؟ ثالثاً: اگر اسلام اجازهء پدر یا جد پدری را شرط می داند, به خاطر حفظشخصیت دختر و تأمین آیندهء او است , چون دختران غالباً در دوازده و سیزده سالگی به بلوغ می رسند و روشن است در این سن به بلوغ عقلی نرسیده اند; از این جهت دختر فقط الان را می بیند و با یک جملهء یا مست و حاضر می شود خود را در اختیار طرف مقابل بگذارد. این جا است که اسلام به کمک او شتافته و مقرر کرده است تنها با اذن پدر می تواند ازدواج کند. به همین اگر دختری به رشد عقلی برسد ومصالح و مفاسد خود را تشخیص بدهد و موقع شوهر کردنش باشد و شوهر هم شأنی برایش پیدا شود, ولی پدر یا جد پدری مخالفت بکنند, اکثراً بلکه همهء فقیهان فرموده اند اجازهء آن ها شرط نیست و خود دختر بدون اجازه می تواند ازدواج کند. دقت کنید مراد دختر بالغ رشید است که به دور از هیجانات شهوانی مصالح خود راتشخیص می دهد.
به آن دسته از کسانی که می گویند: ما جوانیم و خیر و صلاح خود را می فهمیم و می دانیم اگر دختری را عقدموقت کردیم , نباید از او سلب بکارت کنیم و تنها به لذایذ جنسی بسنده می کنیم , لذا اجازهء پدر و یا جد پدری لازم نیست , باید گفت : تفاوت بین گفتار و عمل , مانند تفاوت آسمان و زمین است . زن و شوهرهای دائمی هستند که تصمیم جدّی داشتند صاحب فرزند نشوند, اما ناگهان می فهمند خانم چند ماه است که آبستن است !
اگر دختری که در عنفوان جوانی است و هنوز چیزی از آینده نمی فهمد, بدون اجازهء پدر یا جد پدری , خودرا در اختیار پسر جوانی قرار بدهد و بعد از چند روز بفهمد آبستن شده است , تکلیفش چیست ؟ بعد از زایمان ,بچه را به چه کسی تحویل دهد؟ خرج بچه بر عهدهء چه کسی می باشد؟
اما پاسخ پرسش
امام خمینی ره می فرماید: دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است , یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد, اگر بخواهد شوهر کند, چنان چه باکره باشد, باید از پدر یا جد پدریِ خود اجازه بگیرد.(2)
مرحوم آیت الله گلپایگانی می فرماید: بنابر احتیاط باید اجازه بگیرد.
حضرت آیت الله بهجت ابتدا می فرماید: بنابر احتیاط; یعنی به طور استحباب اجازه شرط است , ولی بلافاصله می فرماید: اگر چه اظهر استقلال (دختر در تصمیم گیری ) است . جملهء اخیر فتوا است و مکلف می تواند طبق آن عمل کند.(3)
همان طور که ملاحظه می فرمایید برخی از مراجع رشیده بودن دختر را کافی نمی دانند, اما عده ای آن راکافی می دانند.
البته برای چندمین بار متذکر می شویم رشیده به دختری اطلاق می گردد که مصلحت خود را تشخیص می دهد و به دور از فشار هیجانات و تحریکات شهوانی تصمیم می گیرد و به آیندهء خود و خانواده و حیثیت خانوادگی توجه دارد.
اما دختری که از بلوغ عقلی برخوردار نیست و نمی تواند راجع به آینده تصمیم بگیرد و خیر و صلاح خود وخانواده اش را نمی داند, هر چند سنّش زیاد باشد, رشیده نخواهد بود و بدون اذن پدر یا جد پدری نمی تواندازدواج کند.
گفتنی است اکثر فقها در این مسئله اتفاق نظر دارند, ولی اگر پدر و جدّ پدری غایب باشند, به طوری که نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نیاز مبرم به ازدواج داشته باشد, لازم نیست از پدر و جد پدری اجازه بگیرد.(4)
در خاتمه از جوانان می خواهیم به خاطر فراهم نبودن امکان ازدواج موقّت , خود را کنترل کنند و به گناه آلوده نشوند, تا زمینهء ازدواج دائم فراهم شود.
در این مدت بهتر است وارد محیطهای تحریک آمیز نشوند و به دختران و جنس مخالف نگاه نکنند و ازخوردن غذای محرک خودداری کنند, و از خداوند برای پارسایی و دوری از گناهان یاری بطلبند. ولی اگرنمی توانند خود را نگاه دارند, واجب است ازدواج کنند, منتهی می توانند به خانوادهء دختر بگویند: ازدواج رسمی و قانونی و شرعی انجام بگیرد و زوجین بتوانند از هم التذاذ کنند, اما هر دو در خانهء پدری باشند وازدواج عرفی بعد از پایان تحصیلات و گرفتن کار و فراهم شدن امکانات انجام بگیرد.
(پـاورقی 1.مرتضی مطهری , نظام حقوق زن در اسلام , با تلخیص .
(پـاورقی 2.توضیح المسائل مراجع , ج 2 ص 387 مسئلهء 2376
(پـاورقی 3.توضیح المسائل مراجع , ج 2 ص 387 مسئله 2376
(پـاورقی 4.همان , مسئله 2377
برداشت از سايت http://www.30gh.com/news.php