قرآن ميگويد: ذبيح اسماعيل بوده در حاليكه تورات مي گويد اسحق ذبيح بوده ؟
گرچه يهوديان سعي نمودهاند كه امتياز ذبيح بودن را به اسحاق نسبت دهند ولكن از آنجا كه بر تمام واقعيت نميتوان سرپوش نهاد و از ديدهها پنهان نمود، در اين واقعه نيز دليلي محكم و متقن در خود تورات در مسأله ذبيح وجود دارد كه ميرساند ذبيح حضرت اسماعيل بوده نه حضرت اسحاق كه يهوديان اصرار به آن دارند.
در تورات در داستان ذبيح فرزند ابراهيم توسط او چنين آمده است: «در آنگاه فرشته خداوند او را از آسمان ندا كرد گفت: كه اي ابراهيم، اي ابراهيم و او گفت اينك حاضرم، پس فرشته گفت:كه دست خود را به پسر دراز مكن و به او چيزي مكن زيرا كه حال ميدانم كه از خدا ميترسي چونكه يگانه پسر خود را از من دريغ نداشتي.»[4]
بديهي است كه «يگانه پسر» بر حضرت اسماعيل تطبيق ميكند نه بر اسحاق، زيرا حضرت اسحاق تا حضرت ابراهيم زنده بود هيچ زماني بيبرادر نبوده است تا گفته شود «يگانه پسر» پس اين عبارت كه خداوند فرموده است: «يگانه پسر خويش را از من دريغ نداشتي» درباره حضرت اسحاق نميتواند صادق باشد بلكه بيترديد بر حضرت اسماعيل صادق است.
توضيح بيشتر اينكه: حضرت اسماعيل طبق نقل تورات قبل از اسحاق به دنيا آمده و در حدود 14 سال از او بزرگتر ميباشد. در تورات آمده است كه: «و ابرام وقتي هاجر اسماعيل را براي او زائيده بود او هشتاد و شش ساله بود»[5] و «ابراهيم در حيني كه پسرش اسحاق از برايش زائيده بود صد ساله بود»[6] از مقايسه تاريخ تولد حضرت اسماعيل و حضرت اسحاق بدست ميآيد كه حضرت اسماعيل چهارده سال قبل از تولد حضرت اسحاق بدنيا آمده است. و تا حضرت ابراهيم در قيد حيات بوده، هر دو برادر زنده بودهاند. حضرت ابراهيم وقتي از دنيا ميرود هر دو برادر يعني اسماعيل و اسحاق با هم او را در «كشتزار عفرون» دفن ميكنند.[7]
بنابراين حضرت اسحاق هيچگاه «يگانه پسر» ابراهيم ـ عليه السلام ـ نبوده است تا خداوند به خاطر ذبح او ابراهيم را امتحان نمايد و مصداق «يگانه فرزند» طبق دلايل و شواهد موجود در تورات حضرت اسماعيل است و تنها بر او صادق ميباشد.
علاوه بر اين انجيل برنابا يهود را به خاطر اشتباهشان كه اسحاق را ذبيح معرفي نموده ملامت كرده و ميگويد: «خداوند به ابراهيم سخن گفت و فرمود: اسماعيل اولين را بگير و از اين كوه بالا برده او را به عنوان قرباني و پيشكش ذبح كن و اگر ذبيح ابراهيم اسحاق بود تورات او را يگانه و اولين فرزند ابراهيم نميخواند».[8]
و همچنين از قرآن كريم به خوبي استفاده ميشود كه ذبيح ابراهيم، فرزندش اسماعيل بوده نه اسحاق، براي اينكه بعد از ذكر داستان شكستن بتها و در آتش افكندن ابراهيم و بيرون آمدنش به سلامت، ابراهيم از خداوند درخواست فرزند صالح ميكند و دعاي او مستجاب ميشود و خداوند به او فرزند بردبار و صبور عطا ميكند. و طبق فرموده قرآن همين فرزند ذبيح ابراهيم ـ عليه السلام ـ است كه در اين وقت اصلاً اسحاق بدنيا نيامده بود. و بعد از جريان ذبيح خداوند ميفرمايد: «ما او را به اسحاق پيامبري از شايستگان بشارت داديم».[9]
روايات وارد شده از ائمه اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ همه تصريح دارند بر اينكه ذبيح اسماعيل بوده نه اسحاق،[10] در روايتي آمده است كه شخصي از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد ذبيح چه كسي بوده است؟ فرمود اسماعيل بوده، براي اينكه خداي تعالي داستان تولد اسحاق را در كتاب مجيدش بعد از داستان ذبح نقل كرده.[11]
با توجه به آنچه ذكر شد ثابت ميگردد كه تورات، انجيل، قرآن و روايات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ همه متفقاند كه ذبيح حضرت اسماعيل بوده نه اسحاق فرزند ديگر ابراهيم كه او اصلاً بعد از جريان ذبح پا به عرصه وجود نهاده است. و آنچه در تورات آمده و بر ذبيح بودن اسحاق اصرار شده، تحريفاتي است كه يهود به جهت خودخواهي و برتريطلبي خويش بر ديگر اقوام و ملتها بوجود آوردهاند تا اين امتيار را نيز به خود نسبت دهند.
براي مطالعه بيشتر به كتب ذيل مراجعه گردد.
1 .طهارت و نجاست اهل كتاب و مشركان در فقه اسلامي،زماني، محمدحسين.
2 . برگزيده تاريخ پيامبر اسلام، آيتي، محمد بن ابراهيم.
سليمان بن يزيد روايت كرده كه گفت: «علي بن موسي ـ عليه السلام ـ براي ما حديث كرد، فرمود: پدرم از پدرش، از حضرت باقرـ عليه السلام ـ ، از پدرش، از پدران بزرگوارش ـ عليهم السلام ـ برايم حديث كرد كه فرمود: ذبيح همان اسماعيل ـ عليه السلام ـ است.»[12]
برگرفته از سایت:
http://www.andisheqom.com/page.php?pg=faq-view&link=99_671&id=1059&level=2