يك قسم تحريف اين است كه‏ گفته‏ای يا نوشته ای را كم يا زياد كنند . گاهی خيانتكارانی پيدا می‏شوند كه در آثار ديگران دست می‏برند ، چيزی را كم [ می‏كنند ] و يا چيزی بر آن‏
می‏افزايند . كمتر كتاب قديمی است كه از دست تجاوز تحريف كاران مصون و محفوظ مانده باشد ، حتی به ديوانهای شاعران دست برده‏اند ، به اشعاری بر داشته و يا بر آن افزوده‏اند و يا جمله‏ای يا كلمه‏ای را تغيير داده‏اند به‏ طوری كه برای محققين بعدی موجب اشكال شده است . اين گونه تحريف ، "
تحريف لفظی " است .
قسم ديگر از تحريف ، " تحريف معنوی " است . تحريف معنوی اين است‏ كه از لفظ ، چيزی نمی‏كاهند و بر آن چيزی نمی‏افزايند ، در تفسير و توجيه و تأويل معنی سخن آنقدر دور می‏روند و منحرف می‏شوند كه مثل اين است كه آن‏ الفاظ را عوض كرده باشند ، اين نيز قسمی خيانت است . خيانت گاهی به‏ مال و گاهی به جان و گاهی به آبروست و گاهی هم به فكر و نظر و مقصود است ، اگر شخصی فكری و نظری‏ ابراز داشته است ، حق او ايجاب می‏كند كه ما عين گفته و نوشته او را به‏ او نسبت بدهيم ، در معنی گفته يا نوشته او نيز تصرف و تغييری ندهيم ، تحريف و تبديل گفته يا نوشته‏ای عادی آنقدرها مهم نيست كه تغيير گفته‏ها و نوشته‏هايی كه از اسناد بشريت به شمار می‏رود مهم است . مثلا يك وقت‏ كسی در يك شعر شاعر تحريف می‏كند ، اما يك وقت هست كه در يك كتاب‏ مقدس آسمانی و در يك گفته آسمانی و يا در سخن يك پيغمبر يا امام كه‏ برای ميليونها نفر از افراد بشر سند قاطع است تحريف می‏كنند ، اين ديگر گناه نابخشودنی است .
در فن منطق صناعتی است كه نام آن صناعت " مغالطه " است . در اينجا سيزده نوع غلط اندازی را كه ممكن است كسی برای فريب دادن افكار ديگران‏ به كار ببرد تشريح می‏كنند به منظور اين كه يك نفر دانشجوی حقيقت جو راههای مغالطه و تحريف را باز بشناسد و خود را از آنها مصون بدارد .
می‏گويند بهترين اثر منطق ، شناختن انواع مغلطه كاريها برای اجتناب و احتراز از آنهاست ، نظير شناختن پزشك است انواع بيماريها و موجبات‏ آنها را .
يكی از مردان بزرگوار اصحاب پيغمبر اكرم صلی الله عليه و آله عمار ياسر است ، عمار از مسلمانان اوليه است كه خودش و پدر و مادرش در مكه‏ مسلمان شدند و آزارها از مكيان ديدند . پدر و مادر عمار در زير شكنجه‏ مكيان جان سپردند ، اما خود عمار جان به سلامت برد و موفق شد به مدينه‏ مهاجرت كند . رسول خدا در اولين روزهای ورود به مدينه زمين را خط كشی و معين كرد برای مسجد و بزرگان صحابه رسول خدا ، در آن طرف ديگر معاويه بود با شاميان ، عمار جزو اصحاب حضرت علی عليه السلام بود و در معركه صفين كشته شد ، كشته شدن‏ عمار غوغايی در ميان شاميان و اصحاب معاويه ايجاد كرد ، حديث رسول خدا را به يادها آورد كه قاتل عمار طايفه طاغی و ياغی خواهند بود ، اينجا تحريف معنوی ، يعنی يك توجيه و تأويل عوام فريب ، كار خود را كرد ، معاويه گفت البته سخن پيغمبر درست است ، قاتل عمار طاغی و سركش است‏ و راه ناحق می‏رود ، اما قاتل عمار علی بود كه عمار را با خود آورد . يكی‏
از حضار مجلس گفت اگر اين طور است پس قاتل حمزه سيد الشهدا خود پيغمبر بود ، زيرا حمزه به كمك پيغمبر آمده بود و پيغمبر حمزه را با خود آورد . اما شاميان نادان تر و غافل تر از اين بودند كه گول اين مغالطه‏ها و تحريفها را نخورند .
زمينه تحريف ، جهل و نادانی مردم است ، مردم بالاخص نسبت به اسناد دينی و اخلاقی خودشان خيلی بايد بيدار باشند كه دچار تحريف نشوند ، خطرناك تر از هر نوع تحريف ، تحريف در اسناد دينی ، يعنی در كتب‏ آسمانی و احاديث پيغمبر و سيرت پيغمبر و آثار ائمه اطهار است . تحريف‏ قرآن كريم به صورت كم كردن يا زياد كردن در الفاظ آن كتاب مقدس‏ هيچگاه رخ نداده است و نمی‏توانسته رخ بدهد و در آينده نيز رخ نخواهد داد ، اما جلو تحريف معنوی و تفسير و تأويلهای بيجا را چيزی نگرفته است ، و چقدر اين كتاب مقدس از اين راه صدمه ديده است ؟ ! برای كند كردن لبه‏ تيغ اين كتاب مقدس هيچ چيزی به اندازه اين تأويل و تفسيرهای بيجا مؤثر نيست اين كتاب مقدس ضامن حفظ مسلمانان است به شرط آنكه مسلمانان نيز متقابلا آن را در يك ناحيه حفظ كنند و آن ناحيه تحريف معنوی يعنی‏ تفسيرها و تأويلهای بيجاست .
برگرفته از کتاب حکمت ها و اندرزها نوشته استاد شهید مرتضی مطهری/www.motahari.org