دم مسيحايى ذكر
برخى دستورهاى دينى وقت مشخصى دارند؛ مانند نماز: "ان الصلوة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا"(1) اما ذكر خدا موقوت نيست و وقت مشخصى ندارد؛ زيرا در قرآن آمده است: "يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا"(2)؛ دائماً به ياد حق باشيد. اين دوام ياد حق نمىگذارد انسان غفلت پيدا كند. نقل شده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از كنار باغى مىگذشت؛ به باغدار كه در حال غرس نهالى بود فرمود: آيا حاضر هستى من تو را از غرس و شت سودمندترى آگاه كنم؟ عرض كرد: آرى. فرمود: درختى كه تو مىكارى، ثمرش موقت است، ولى اگر در هر بامداد و شامگاه بگويى: سبحان الله و الحمدلله و لاالهالاالله و الله اكبر خداوند براى تو در بهشت، در برابر هر تسبيح درختهاى ميوه غرس مىكند كه همواره ميوه مىدهد.(3) نيز امام باقر سلام الله عليه مىفرمايد: اگر كسى اين تسبيحات چهارگانه را بگويد، خداوند، چهار پرنده از اين اذكار مىآفريند كه آنها تا قيامت خدا را تسبيح و تقديس و تهليل مىكنند: "من قال سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله و الله اكبر، خلق الله منها اربعة اطيار تسبحه و تقدسه و تهلله الى يوم القيامة."(4) اين نشانه تجسم اعمال است. پرندگانى را كه خدا با اين اذكار چهارگانه مىآفريند، در آسمان و زمين نيستند، بلكه در فضاى جان ذاكر و مسبح پديد مىآيند و پرواز مىكنند. آنگاه مؤمن سالك، طيران را در درون خود مىبيند و به جاى اين كه طى الارض ظاهرى داشته باشد، طى الارض والسماء باطنى دارد؛ يعنى، در عين حال كه در يك جا نشسته است، جهانى است بنشسته در گوشهاى. انسان گاهى مانند عيساى مسيح (سلام الله عليه) مظهر خالقيت حق قرار مىگيرد: "و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى."(5) ولى گاهى براى هر ذاكرى در درون جان او، بدون گل و خاك پرندهاى ايجاد مىشود تا تسبيح گوى خدا باشد. خلق، صفت فعل خداست؛ نه صفت ذات او، و اصل كلى اين است كه در همه مباحث الهى، دو منطقه ممنوعه وجود دارد و احدى به آن دو منطقه، راه پيدا نمىكند: يكى منطقه ذات خدا و ديگرى منطقه اسماء و صفات ذاتى او كه عين ذات اوست؛ ولى خارج از ذات منطقه افعال الهى و جهان امكان است. اگر چه فعل و آفرينش خدا به ذات او متكى است؛ اما اگر كسى با اوصاف فعلى خدا محشور باشد، او بر قيوم تكيه مىكند. به ما گفتهاند: يا حى يا قيوم بگوييد كه البته حقيقت آن در نيايش، انشاء است، نه اخبار. بر اين اساس، يا حى يا قيوم ، يعنى احينا و اقمنا؛ ما را به حيات خود، زنده و ما را به قيوميت خود، قائم كن. اگر چنين شود، انسان مىتواند چون ديگران، فيض الهى را بگيرد: مرغ باغ ملكوت را كسى كه بالاتر از ملكوت مىانديشد مىآفريند. اگر انسان به جايى برسد كه با ذكر او پرنده ملكوتى خلق بشود، او مظهر خالق خواهد شد و اين خالقيت، چون صفت فعل خداست، امتناع عقلى و منع نقلى ندارد كه در عيساى مسيح و عبد صالح ديگرى تجلى كند. از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه: يحياى شهيد (سلام الله عليه) وقتى مىگفت: يا رب يا الله ، خداوند مىفرمود: لبيك يا عبدي سل حاجتك.(6) از اين جهت خدا در قرآن مىفرمايد: "و حنانا من لدنا"(7) لطف ما به سوى او تنزل پيدا مىكرد و او هم تحنن و مهربانى داشت. همين كار يحياى شهيد را به ما آموخته و گفتهاند: شما هم بگوييد: يا الله و لبيك بشنويد. از امام صادق عليه السلام رسيده است كه اگر پس از گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، يك بار لا اله الا الله بگوييد، گناهان شما بخشوده مىشود: من سبح الله في دبر الفريضة قبل ان يثني رجليه تسبيح فاطمة الماة و اتبعها بلا اله الا الله مرة واحدة، غفر له.(8) همچنين نقل شده است: اگر نيازى داشتيد، ده بار يا الله بگوييد و آنگاه حاجت خود را بخواهيد كه برآورده مىشود: قل عشر مرات: يا الله يا الله يا الله، فانه لم يقلها احد من المؤمنين قط الا قال له الرب تبارك و تعالى: لبيك عبدي سل حاجتك.(9) به اين ترتيب، ائمه عليهم السلام راه حضرت مسيح (عليه السلام) و يحياى شهيد (عليه السلام) را به ما آموختهاند، تا با پيمودن آن، از امدادهاى ويژه روح القدس بهرهمند گرديم. رواياتى كه مىگويد: از هر قطره آب وضويى كه براى عبادت گرفته شود فرشتهاى خلق مىشود، راه مسيح را به ما نشان مىدهد. البته اگر كسى در نماز غافل باشد و نماز او غافلانه انجام گيرد، وضويش نيز غافلانه انجام مىگيرد و بنابراين، از اين وضو و آن نماز، كارى ساخته نيست و در حقيقت، نماز او مصداق فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون(10) خواهد بود و بر همين اساس درباره وضوى او بايد گفت: فويل للمتطهرين، الذين هم عن طهارتهم ساهون. بنابراين، از قطرات آب چنين وضويى، فرشته خلق نمىشود. كسى كه مىگويد: چگونه ممكن است بندهاى خالق باشد؟ او هنوز با عقل متعارف نجنگيده و به روايات اهلبيت عليهم السلام، ايمان نياورده است؛ زيرا از مجموع روايات، كه مشتمل بر خبر صحيح و معتبر نيز هست، به خوبى برمىآيد كه با عبادت انسان سالك، فرشته ملكوتى خلق مىشود؛ اما چنين شخصى هنوز باور نكرده است كه انسان مىتواند با عبادتهاى صحيح خود، راه مسيح را طى كند و بدون اين كه پيغمبر يا امام بشود، مىتواند كارى بكند كه مسيح كرد و مظهر خالقيت حق قرار بگيرد؛ زيرا برهان عقلى امكان آن را ثابت كرده است و دليل نقلى از وقوع آن خبر داده است.
در دستورهاى دينى آمده است كه اگر سيئهاى مرتكب شديد فوراً حسنهاى انجام دهيد تا آن سيئه را جبران كند؛ زيرا اگر سيئه، متراكم شود، در جان انسان چرک ايجاد و او را نابينا و ناشنوا مىكند.
پينوشتها:
1- سوره نساء، آيه 103.
2- سوره احزاب، آيه 41.
3- محاسن برقى، ج 1، ص 107; بحار، ج 83، ص 257.
4- محاسن برقى، ج 1، ص 106; بحار، ج 90، ص 172.
5- سوره مائده، آيه 110. 58.
6- بحارالانوار، ج 90، ص 233/ محاسن برقى، ج 1، ص 104.
7- سوره مريم، آيه 13.
8- بحارالانوار، ج 82، ص 335/ محاسن برقى، ج 1، ص 106.
9- بحارالانوار، ج 90، ص 233/ محاسن برقى، ج 1، ص 104.
10- سوره ماعون، آيات 4 5.
از امام صادق عليه السلام رسيده است كه اگر پس از گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، يك بار لا اله الا الله بگوييد، گناهان شما بخشوده مىشود.
منبع:
کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آية الله جوادي آملي
برداشت از سایت http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=30357
+ نوشته شده در شنبه دوم دی ۱۳۸۵ ساعت 7:31 توسط مولف
|