این یک «گناه» است که حوصله خوانندگانتان را سر ببرید. با موجزنویسی و شفاف‌نویسی از گناه پرهیز ‏کنید. همیشه به دنبال راهی باشید تا به خبرتان خلق و جوی انسانی ببخشید. پیشینه را لا به لای خبر بریزد. همان ‏طور که آدم‌ها وقتی حرف می‌زنند در لا به لای صحبت‌هایشان به پیشینه اشاره می‌کنند. اعداد و ارقام را حتی ‏می‌توانید در یک باکس جداگانه در کنار خبرتان منتشر کنید تا جلوی روان بودن خبر را نگیرید. تصویری فکر ‏کنید – یک تصویر خوب می‌تواند جایگزینی برای صدها کلمه توضیحات مثلا برای این باشد که یک چیزی چه ‏طور کار می‌کند.‏

هیچ‌گاه چیزی را که خودتان نمی‌فهمید ننویسید. اگر شما نمی‌توانید از آن سر در بیاورید انتظار نداشته باشید ‏خواننده‌ها هم چیزی بفهمند و مطمئن باشید همه تقصیرها بر گردن شما خواهد بود. همیشه عبارات تخصصی ‏‏(‏Jargon‏) و علیی را طوری ترجمه کنید تا برای خواننده متوسط قابل فهم باشند و هر وقت کسی به شما چیزی ‏می‌گوید که متوجه نمی‌شوید سؤوال کنید – اگر چه ممکن است احمق به نظر برسید.‏

هیچ‌گاه و باز هم تاکید می‌کنم هیچ‌گاه خبرتان را بی آن که یک بار آخر از سر تا ته ویرایشش نکرده باشید رد ‏نکنید. خیلی از موقع‌ها یک چیزی توی آن خبر هست که به چشم می‌آید و باید تغییرش بدهید: اطلاعات اشتباه، ‏اعداد و ارقامی که وقتی جمع می‌شوند باهم نمی‌خوانند. اسامی افرا که اشتباه نوشته شده‌اند یا ساختار بد خبر. ‏اشتباهاهتان را به دیگران نسپرید تا آنها آنرا اصلاح کنند.‏

هنوز هم باید صاف و پوست کنده بروید سر اصل مطلب (دارم درباره یک خبر سخت صحبت می‌کنم، نه ‏گزارش) جرج شورت که بسیاری عقیده دارند بهترین معلم رویترز بوده، می‌گفت، «فرض کنید در اتوبوسی ‏نشسته‌اید و باید سریع سرتان را از پنجره بیرون کنید و خبر مهمی را سر دوستان که در پیاده ایستاده فریاد ‏بزنید.» این طور فکر کردن ذهن را متمرکز می‌کند. از خودتان بپرسید آن چیزی که در خبرتان بی‌نهایت مهم است ‏و کنه و ذات خبرتان را تشکیل می‌دهد چیست؟ آیا آن را در لید آورده‌ام؟ یا لای یک عالمه کلمه و عبارت‌های جور ‏را جور پیچیده‌ام؟

ممکن است وارد عصر جدید روزنامه‌نگاری شده باشیم، اما بسیاری از قواعد قدیمی همچنان طلایی مانده‌اند. ‏پس بد نیست نگاهی به آنها بیندازیم:‏

آخرین نکته این که: مواظب دوست‌داشتنی‌ها (‏favorites‏) باشید! برخی آدم‌ها درباره هر چیزی نظر می‌دهند ‏و ممکن است وسوسه بشوید و سر هر مسئله‌ای به سراغ آن‌ها بروید. یکی از مردم امریکا به این خاطر مشهور ‏است که بیشترین تعداد مراجعه از سوی خبرنگارها را دارد و گفته می‌شود یکی از خبرگزاری‌های امریکایی ‏خبرنگارهایش را منع کرده که نقل قولی از آن شخص منتشر کنند.‏

برای شما گزارش‌گرهای تلویزیون و عکاس‌های خبری: یک گزارش خیابانی خوب تشنه تصویر است، به ‏خصوص وقتی به سراغ فرد فرد آدم‌ها می‌رود. در تلویزیون کم و بیش گزارش‌های خیابانی دیده می‌شود که هدف ‏آن روایت خبر است. آدم‌هایی که با آن‌ها صحبت می کنید همچنین می‌توانند برای روزنامه‌ها و نشریات چاپی کلی ‏رنگ و جزییات و نقل قول به همراه بیاورند. اگر چه این تکنیک که اول روی یک فرد خاص متمرکز بشوید و بعد ‏دایره تمرکزتان را باز کنید و به سراغ نظرات دیگر بروید اغلب کار می‌کند، اما همین تکنیک اگر زیاد به کار ‏گرفته شود کارکردش ضعیف می‌شود.‏

در نوشتن گزارش‌های خیابانی (‏Man-in-street pieces‏) حواستان باشد حرف‌های آدم‌ها را جمع نبندید. ‏آدم‌هایی که ما با آن‌ها صحبت می‌کنیم تقریبا هیچ‌گاه یک گروه جمعیتی مثلاً یک کشور کامل، طبقه اجتماعی، ‏مذهب، یک قوم، یک سازمان یا هر چیز دیگری را نمایندگی نمی‌کنند. جمع‌بندی‌های ذهنی خود یا این نقل قول‌ها ‏را با آمارها و نظرسنجی‌ها یا نتایج انتخابات همراه کنید تا قوی بشوند. در ضمن، حواستان به نقل قول کردن از ‏اقلیت‌ها باشد به خصوص وقتی قضیه سیاسی می‌شود.‏

‏- اگر نام پنج نفر را در خبرتان می‌آورید حتما لااقل با ده نفر صحبت کنید. به این ترتیب حس دقیق‌تری نسبت ‏به نظرات مردم پیدا می‌کنید و می‌توانید تعادل را بهتر رعایت کنید. همچنین در خبری که می‌نویسید بگویید با ‏حدوداً چند نفر صحبت کرده‌اید. مثلاً: ورا اشمیت، یک معلم تاریخ 23 ساله از شهر ارفورت، آلمان یکی از ده ‏نفری بود که با ما صحبت کرد.
 
برداشت از سايت جديد نيوز

http://www.jadidnews.com/khabarnevisi/fr_issuesmany.php?issues_id=224