نگاهي به زندگي آية الله العظمى مرعشى نجفى

پس از يادگيري خواندن و نوشتن، در نوجوانى به كسوت روحانيت در آمد و به فراگيرى علوم اسلامى پرداخت. ادبيات عرب، فقه، اصول، حديث، درايه، رجال و تراجم و ... را نزد استادان برجسته حوزه علميه نجف فراگرفت و سپس در درس خارج فقه و اصول آية الله آقا ضياء عراقى (متوفاى 1373 ق .)، آية الله شيخ احمد كاشف الغطاء (متوفاى 1373 ق .) و شمارى از مراجع تقليد و مدرسان برجسته حوزه علميه نجف شركت كرد.
آية الله مرعشى چنان علاقه به يادگيرى داشت كه سر از پا نمىشناخت. سالهاى دراز در درس دهها استاد شهير حوزه علميه نجف شركت كرد و از خرمن دانش آنان بهره جست. مدتى نيز نزد علماى زيديه و علماى اهل تسنن به فراگيرى علم حديث پرداخت و از آنان اجازه نقل حديث گرفت.
تلاش شبانه روزى وى سرانجام در 27 سالگى به ثمر نشست و به درجه اجتهاد نايل شد. كوشش خستگى ناپذير او براى تحصيل دانش ستودنى است. خودش در اين باره مىگويد:
"هيچگاه در سنين جوانى به دنبال تمايلات نفسانى نرفتم، هميشه در پى تحصيل علم بودم، به صورتى كه شبانهروز، بيش از چند ساعت نمىخوابيدم و هر كجا نشانى از استادى يا عالمى و يا جلسه درسى كه مفيد تشخيص مىدادم،مىيافتم؛ لحظهاى در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسه درس درنگ نمىكردم."
آية الله مرعشى در نجف، كربلا، كاظمين، سامرا، تهران و قم نزد بيش از صد استاد زانوى ادب به زمين زد و از دانش و تقواى آنان استفاده كرد. وى از ابتداى تحصيل به پشتكار عالى، همت بلند، تقوا، نبوغ و ديگر فضايل اخلاقى شهره بود.
ايشان از بسيارى از مراجع تقليد شيعه اجازه اجتهاد گرفتند. برخى از آنها عبارتند از:
1. آية الله العظمى آقا ضياء عراقى (متوفاى 1361 ق .)
2. آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى (متوفاى 1365 ق .)
3. آية العظمى شيخ عبدالكريم حائرى يزدى (متوفاى 1355 ق .)
آية الله مرعشى پس از رحلت پدر در سال 1338 ق . براى ادامه تحصيل به كاظمين، سامرا و كربلا رفت و سالها در حوزههاى علميه آن ديار، از محضر استادانى برجسته استفاده نمود و سرانجام در سال 1342 ق. براى زيارت مرقد مطهر امام رضا عليه السلام به ايران آمد.
پس از زيارت مرقد امام رضا عليه السلام به تهران رفت و در حوزه عليمه تهران، نزد آية الله شيخ عبدالنبى نورى (متوفاى 1344 ق .)، آية الله آقا حسين نجم آبادى (متوفاى 1347 ق .)، آية الله ميرزا طاهر تنكابنى (متوفاى 1360 ق .)، آية الله ميرزا مهدى آشتيانى (متوفاى 1372 ق .) و ... به فراگيرى فقه، اصول، فلسفه و كلام پرداخت .
سال بعد، براى زيارت مرقد حضرت معصومه عليهاالسلام به قم رفت. به دستور آية الله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى يزدى در اين شهر ماندگار شد. ايشان مدتى در درس آية الله حائرى و شمارى از استادان حوزه علميه قم شركت جست و از دانش آنان بهره برد.
آية الله مرعشى به دستور آية الله حائرى به تدريس پرداخت. ايشان علوم ادبيات عرب، منطق، اصول و فقه را براى طلاب جوان تدريس مىنمود. آية الله مرعشى پس از رحلت آية الله حائرى (1355 ق .) به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت .
در طول بيش از هفتاد سال تدريس ايشان در حوزه علميه قم، دانشمندان بسيارى تربيت شدند كه شمارى از آنان از ايشان اجازه اجتهاد دريافت كردند اينك نام برخى از شاگردان وى را مىآوريم؛ حضرات آيات:
شهيد حسين غفارى، شهيد حاج آقا مصطفى خمينى، شهيد مرتضى مطهرى، شهيد دكتر محمد مفتح، شهيد دكتر سيد محمد بهشتى، شهيد محمد صدوقى، سيد محمد على قاضى طباطبايى، سيد محمود طالقانى، شيخ شهاب الدين اشراقى، شيخ مرتضى حائرى، حاج ميرزا جواد آقا تهرانى، شيخ حسن نورى همدانى، آقا موسى صدر، قدرت الله وجدانى فخر، سيد مرتضى عسگرى، مصطفى اعتمادى، محمد امامى كاشانى، ميرزا جواد تبريزى، شيخ حسين نورى، سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى، شيخ على پناه اشتهاردى، محمد تقى ستوده، شيخ محمد رضا مهدوى كنى.
مرجع نستوه شيعه در طول ساليان دراز كه مرجعيت تقليد شيعيان را بر عهده داشت، خدمات شايانى به جهان اسلام نمود. نماز جماعت با شكوه ايشان در صحن حضرت معصومه عليهاالسلام را همه زايران به ياد دارند. خوشرويى و اخلاق نيك ايشان را همگان به خاطر سپردهاند. ايشان بسيار شوخ طبع بودند. به مستضعفان عنايت ويژهاى داشت. به مشكلات آنان رسيدگى مىكرد.
آية الله العظمى مرعشى نجفى علاقه خاصى به اهلبيت و حضرت معصومه عليهاالسلام داشت. ايشان پيش از انقلاب، هر روز پيش از اذان صبح به حرم مشرف مىشد. هماره مدتى پيش از باز شدن درهاى حرم، پشت در مىماند و سپس داخل حرم مىشد و پس از زيارت، نماز جماعت را اقامه مىكرد.
در يكى از يادداشتهايش آمده است:
هنگامى كه در قم سكونت كردم، صبحها در حرم حضرت معصومه عليهاالسلام اقامه نماز جماعت نمىشد و من تنها كسى بودم كه اين سنت را آنجا رواج دادم و از 60 سال پيش به اين طرف، صبح زود و پيش از بازشدن درهاى حرم مطهر و زودتر از ديگران مىرفتم و منتظر مىايستادم. اين انتظار گاهى يك ساعت قبل از طلوع فجر بود تا خدام درها را باز كنند، زمستان و تابستان نداشت. در زمستانها هنگامى كه برف همه جا را مىپوشاند، بيلچهاى كوچك به دست مىگرفتم و راه خود را به طرف صحن باز مىكردم تا خود را به حرم مطهر برسانم. در آغاز خود به تنهايى نماز مىخواندم، تا پس از مدتى يك نفر به من اقتدا كرد و پس از آن كم كم افراد ديگر اقتدا كردند و به اين ترتيب نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز كردم تا امروز كه 60 سال از آن تاريخ مىگذرد ادامه دارد. آهسته آهسته ظهرها و شبها نيز اضافه شد و از آن پس روزى سه بار در مسجد بالا سر حضرت معصومه عليهاالسلام و صحن شريف نماز مىخواندم .
آية الله مرعشى نجفى در طول ساليان دراز، خدمتهاى شايانى به جهان اسلام نمود. تاسيس مدارس علميه يكى از فعاليتهاى درخشان وى مىباشد. مدرسه مهديه در سال 1376 ق . در قم، توسط مرحوم حاج مهدى ايرانى ساخته شد و اداره آن بر عهده آية الله مرعشى گذاشته شد. فقيه نستوه در جهت تكميل مدرسه سعى فراوان نمود و كتابخانه مدرسه را كه در برگيرنده دو هزار جلد كتاب است، بنا نهاد. مدرسه مؤمنيه در سال 1389 ق. در دو طبقه و كتابخانه مدرسه با حدود 3500 جلد كتاب نيز به وسيله ايشان تاسيس شد. مدرسه شهابيه در سال 1400 ق . در سه طبقه و مدرسه مرعشيه نيز از مدارس علميهاى است كه در سه طبقه، در سال 1383 ق. به همت ايشان تاسيس شد و اداره آن بر عهده ايشان واگذار شد.
كتابخانه آية الله العظمى مرعشى نجفى از بزرگترين كتابخانههاى كشور و در رديف كتابخانه مجلس شوراى اسلامى و كتابخانه آستانه قدس رضوى است. اين كتابخانه بسيارى از كتب خطى اسلامى جهان را دارا است. بسيارى از اين كتب جزو و نفيسترين و با ارزشترين متون تاريخى است كه قرنها از عمر آنها مىگذرد.
آية الله مرعشى در دوران جوانى كه در حوزه علميه نجف مشغول تحصيل بود به گردآورى كتب خطى پرداخت. وى كه شاهد به غارت رفتن منابع اسلامى و نسخ خطى بود، تاب نياورد و با شهريه ناچيز طلبگى به خريد كتب خطى پرداخت تا اين ميراث فرهنگى را از دستبرد بيگانگان حفظ نمايد. گاه شبها در يك كارگاه برنجكوبى كار مىكرد، روزها روزه استيجارى مىگرفت و نماز استيجارى مىخواند، تا هزينه خريد كتب را تهيه نمايد. ايشان در خاطرهاى مىفرمايد:
آية الله مرعشى در نجف، كربلا، كاظمين، سامرا، تهران و قم نزد بيش از صد استاد زانوى ادب به زمين زد و از دانش و تقواى آنان استفاده كرد. وى از ابتداى تحصيل به پشتكار عالى، همت بلند، تقوا، نبوغ و ديگر فضايل اخلاقى شهره بود.
يك روز از مدرسه، به قصد بازار - كه جنب صحن علوى بود - حركت كردم . در ابتداى بازار ناگهان چشمم به زنى تخممرغ فروش افتاد كه در كنار ديوار نسشته بود و از زير چادر وى گوشه كتاب پيدا بود. حس كنجكاوى من تحريك شد، به طورى كه مدتى خيره به كتاب نگاه كردم . طاقت نياوردم، پرسيدم اين چيست؟ گفت: كتاب، و فروشى است. كتاب را گرفتم و با حيرت متوجه شدم كه نسخهاى ناياب از كتاب "رياض العلماء" علامه عبدالله افندى است كه احدى آن را در اختيار ندارد. مثل يعقوبى كه يوسف خود را پيدا كرده باشد، با شور و شعفى وصف ناشدنى به زن گفتم: اين را چند مىفروشى؟ گفت: پنج روپيه. من كه از شوق سر از پا نمىشناختم، گفتم: دارايى من صد روپيه است و حاضرم همه آن را بدهم و كتاب را از شما بگيرم. آن زن با خوشحالى پذيرفت. در اين هنگام سر كله كاظم دجيلى، كه دلال خريد كتاب براى انگليسيها بود، پيدا شد. او نسخههاى كمياب، نادر و كتابهاى قديمى را به هر طريقى به چنگ مىآورد و توسط حاكم انگليسى نجف اشرف كه گويا اسمش و يا عنوانش "ميجر"، "سرگرد" بود، به كتابخانه لندن مىفرستاد. كاظم دلال كتاب را به زور از دست من گرفت و به آن زن گفت: من آن را بيشتر مىخرم و مبلغى بالاتر از آنچه من به آن زن گفته بودم، پيشنهاد كرد. در آن هنگام من اندوهگين رو به سمت حرم شريف اميرالمؤمنين عليه السلام كردم و آهسته گفتم: آقا جان من مىخواهم با خريد اين كتاب به شما خدمت كنم، پس راضى نباشيد اين كتاب از دست من خارج شود. هنوز كلامم تمام نشده بود كه زن تخم مرغ فروش رو كرد به دلال و گفت: اين كتاب را به ايشان فروختهام و به شما نمىفروشم. كاظم دجيلى شكست خورد و عصبانى از آنجا دور شد ... بيشتر از بيست روپيه نداشتم. از اين رو تمام لباسهاى كهنه و قديمى را با ساعتى كه داشتم به فروش رساندم تا پول كتاب فراهم شد ... طولى نكشيد كه كاظم دلال همراه چند شرطه (پليس) به مدرسه حمله كردند. مرا دستگير نموده و پيش حاكم انگليسى (ميجر) بردند. او نخست مرا به سرقت كتاب متهم كرد و بسيار عربده كشيد ... دستور داد مرا زندانى كردند. آن شب در زندان مدام با خدا راز و نياز مىكردم كه كتاب در مخفىگاهش محفوظ بماند. روز بعد مرجع بزرگ آن وقت، آية الله ميرزا فتح الله نمازى اصفهانى معروف به شيخ الشريعه؛ فرزند مرحوم آخوند خراسانى را به نام ميرزا مهدى، با جماعتى براى آزادى من به نزد حاكم شهر فرستاد. بالاخره نتيجه اين شد كه من از زندان آزاد شوم با اين شرط كه مدت يك ماه كتاب را به حاكم انگليسى تسليم كنم .
پس از آزادى به سرعت به مدرسه رفتم و همه دوستان طلبهام را جمع كردم و گفتم: بايد كار مهمى انجام بدهيم كه خدمت به اسلام و شريعت است! طلاب گفتند: چه كارى؟ و من گفتم: نسخهبردارى و استنساخ از روى اين كتاب فورا دست به كار شديم و قبل از مهلت مقرر چند نسخه از روى آن استنساخ گرديد..."
آية الله مرعشى نجفى پس از مهاجرت به قم، كتب خطى را همراه خود به ايران آورد. در قم نيز به خريد نسخ خطى و كتب ارزنده اقدام كرد. پس از مدتى به دليل كمبود جا، كتابها را از منزل به كتابخانه مدرسه مرعشيه انتقال داد. پس از چندى طبقه سوم اين مدرسه به عنوان كتابخانه ساخته شد كه در نيمه شعبان 1386 ق . / 28/8/1345، با بيش از ده هزار جلد كتاب چاپى و دو هزار جلد كتاب خطى افتتاح گرديد.
استقبال روزافزون طلاب و علما براى مطالعه، كمبود فضاى مناسب براى كتابخانه و خريد كتابهاى جديد موجب شد تا ايشان كتابخانه بسيار بزرگى (كتابخانه فعلى) را تاسيس نمايد كه در نيمه شعبان 1394 ق . 12/6/1353 با حدود شانزده هزار جلد كتاب چاپى و خطى افتتاح گرديد.
كتابخانه آية الله مرعشى نجفى اكنون با دارا بودن بيش از 250000 جلد كتاب چاپى و 25000 جلد كتب خطى (977) به مسؤوليت حجة الاسلام دكتر محمود مرعشى نجفى - فرزند ايشان - در خدمت طلاب، فضلا، دانشجويان، دانش آموزان، محققان و نويسندگان مىباشد.
كتابخانه آية الله العظمى مرعشى به خاطر نسخههاى خطى نفيس و ارزشمند و گاه منحصر به فرد و كتب قديمى مهم و كمياب مورد توجه وافر نويسندگان، دانشمندان، مراكز علمى و تحقيقاتى سراسر جهان است. اكنون اين كتابخانه شهرت جهانى دارد و با چهارصد مؤسسه، مركز علمى و كتابخانه در سراسر جهان ارتباط دارد.

بازسازى مرقد علامه مجلسى در اصفهان، به امر آية الله العظمى مرعشى نجفى صورت پذيرفت. اهداء كتابهاى فقهاى شيعه براى دانشمندان شيعه و سنى، مسيحى و دانشگاههاى جهان نيز از فعاليتهاى فرهنگى ايشان است .
ايشان براى نوشتن كتابها به بسيارى از كشورهاى اسلامى مسافرت نمود و با دانشمندان شيعه، سنى و مسيحى به گفتگو نشست. وى با علامه سيد محمود شكرى آلوسى بغدادى، شيخ طنطاوى جوهرى مصرى، انستانس كرملى بغدادى، شيخ عبدالسلام شافعى كردستانى، سيد ناصر حسين هندى فرزند علامه مير حامد حسين هندى، تاگور(نويسنده و فيلسوف شهير هند)، ميرزا احمد تبريزى (پيشواى فرقه ذهبيه)، ميرزا عنايت الله اخبارى، پروفسور هانرى كربن، دكتر فواد سرگين آلمانى، سيد ابراهيم راعى راوى بغدادى، رشيد بيضوى لبنان، سيد محمد رشيد رضا (نويسنده تفسير المنار) و بسيارى از انديشمندان ديگر ديدار نمود.
وى براى تاليف زندگينامههاى علماء سادات و امامزادهها گاه به قبرستانهاى كهن مىرفت و با خواندن نبشتههاى قبرهاى علماء، ادباء، شعراء، سادات و امامزادهها مىپرداخت. ايشان در سالهاى 1350 - 1351 ق . به اصفهان رفت و يك هفته در گورستان تخت فولاد به ثبت تاريخ ولادت و فوت علماى به خاك سپرده شده در آن قبرستان پرداخت. بسيارى از گورستانهاى ديگر اصفهان را نيز مورد تحقيق قرار داد و اطلاعات سودمندى به دست آورد.

نهضت امام خمينى در سال 1341 با پشتيبانى مراجع تقليد همراه بود. آية الله مرعشى نجفى هماره از نهضت امام خمينى حمايت كرد. بارها اعلاميه داد و به افشاگرى پرداخت. ايشان در پى دستگيرى امام خمينى در سال 1342، با ارسال اعلاميه شديداللحنى به رژيم پهلوى، خواستار آزادى امام خمينى شدند.
ايشان همراه مراجع تقليد و علماى طراز اول كشور براى آزادى امام خمينى به تهران سفر نمود و در اين راه زحمت فراوانى متحمل شد. ايشان در سال 1342، در پاسخ نامه جمعى از طلاب مىفرمايد:
چنانچه كرارا اينجانب عقيده خود را اظهار كردهام، باز هم به موجب اين سؤال عرض مىكنم كه حضرت آية الله خمينى دامت بركاته يكى از مراجع تقليد عالم تشيع هستند و از اساطين روحانيت اسلام و از مفاخر عالم تشيع .
آية الله العظمى مرعشى نامهها و تلگرافهاى فراوانى در جهت حمايت از امام خمينى براى مراجع تقليد شيعه مقيم ايران و عراق مىفرستاد.
ايشان پس از تبعيد امام خمينى به تركيه، در سخنرانيها و اعلاميهها اين عمل رژيم پهلوى را محكوم مىنمود و براى شهداى 15 خرداد، مجلس يادبود بر پا مىسازد. آية الله مرعشى هماره از انقلاب اسلامى پشتيبانى مىنمايد و جنايتهاى رژيم پهلوى را افشا مىنمايد. ايشان پس از شهادت آية الله حاج آقا مصطفى خمينى در سال 1356، براى وى مجلس ترحيمى در حسينيه خويش بر پا مىكند، كه پايان اين مجلس به سر دادن شعارهاى كوبنده عليه رژيم پهلوى و دستگيرى شمارى از مردم پيوند مىخورد.
آية الله مرعشى در طول سالهاى تبعيد امام خمينى، با ايشان در ارتباط بودند و با اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال 1356 همراه مرجع تقليد شيعه با فرستادن اعلاميهها به هدايت نهضت مىپردازد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز ايشان هماره از نظام جمهورى اسلامى حمايت كرد و در مناسبتهاى مختلف با ارسال پيامها به تقويت نظام پرداختند.
سرانجام مرجع بزرگ تقليد شيعه، در روز چهارشنبه 7/6/1369، در 96 سالگى دار فانى را وداع گفت و به اجداد پاكش پيوست و پيكر پاكش با حضور انبوه مردم عزادار در جوار كتابخانه بزرگش به خاك سپرده شد. درود و رحمت خدا بر او باد. والسلام
منبع:
گلشن ابرار، ج 2،شهاب شريعت، محمدرضا سماك امانى.
برداشت از سايت تبيان http://beta.tebyan.net/index.aspx?pid=32999#00
