یا حسین
نوحههاي حضرت مسلم عليه السلام
|
اين اشعار از كتاب "يك ماه خون گرفته،هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر تواناي آستان اهل بيت، جناب آقاي غلامرضا سازگار است كه همراه فايل صوتي "سبك نوحهخواني" آن تقديم ميگردد، تا مداحان اهل بيت و دوستاني كه قصد نوحهخواني در اين ايام عزيز دارند، از آن بهرمند شوند.
ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه، ميا کوفه، که ليلا بي پسر گرددميا کوفه، ميا کوفه، که زينب خون جگر گردد
ميا کوفه که مي ترسم سکينه بي پدر گردد
شود آواره در صحرا ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه که از تن، دست عباسّت جدا گرددميا کوفه که اصغر، بر سر دستت فدا گردد
ميا کوفه که حقّت با دم خنجر ادا گردد
به جان زينبت مولا! ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه که افتد بر زمين دوشاخهي ياسترسد تير از کمان حرمله برچشم عبّاست
فتد در علقمه با چشم خونين اشجع النّاست
لب تشنه، لب دريا، ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه که از سم ستوران توتيا گرديميا کوفه که صدپاره زشمشير جفا گردي
از آن ترسم که فردا با لب عطشان فدا گردي
ببين احوال مسلم را ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه که کوفه مي شود آماده بر جنگتميا کوفه که گرگان مي زنند ازهرطرف چنگت
ميا کوفه که مي بينم زنند از بام¬ها سنگت
فغان از اين غم عظمي? ميا کوفه، ميا کوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
ميا کوفه که هفتاد و دو لاله در چمن داريميا کوفه که چون قاسم، گل ناز از حَسن داري
ميا کوفه که ميبينم زخاک و خون کفن داري
به صحرا و بيابانها ميا کوفه، مياکوفه
حسين، اي يوسف زهرا! ميا کوفه، ميا کوفه
امان از ظهر عاشورا، ميا کوفه، ميا کوفه
* * * * *
فدايي راه امام
فرزند دلبند عقيلم
حسين را اول قتيلم
خون خداوند جليلم
ما را شهادت، باشد سعادت
زائر اول حسينميار امام عالمينم
ما را شهادت، باشد سعادت
اين صورت در خون نشستهدسته گلم فرق شکسته
جان مي دهم با دست بسته
ما را شهادت، باشد سعادت
سعادتم بود قياممريزد اگر آتش ز بامم
فدايي راه امامم
ما را شهادت، باشد سعادت
مرا غريب کوفه ديدندپرده¬ي حرمتم دريدند
با لب تشنه سر بريدند
ما را شهادت، باشد سعادت
لب تشنهي جام ولايمعاشق شمشير بلايم
کوفه شده کرب و بلايم
ما را شهادت، باشد سعادت
من ديده گريان حسينمذبيح عطشان حسينم
در کوفه قربان حسينم
ما را شهادت، باشد سعادت
* * * * *
خون گلويم نثار خاک پايتيوسف زهرا، حسين، جان به فدايت
خون گلويم نثار خاک پايت
اول قتيلم، نجل عقيلم
يا ثار الله و ابن ثاره
کسي به کوفه نشد ياور مسلمسنگ جفا ريختند بر سر مسلم
کنم دعايت، زنم صدايت
يا ثار الله و ابن ثاره
اين سر بشکسته، اين فرق شکستهزيارتت مي کنم با دست بسته
تويي امامم، بر تو سلامم
يا ثار الله و ابن ثاره
اين دُر دندان من، اين لب پارهقتلگه من شده دار¬الاماره
گذشتم از جان، با لب عطشان
يا ثار الله و ابن ثاره
کوچه به کوچه رود، پيکر پاکمقاتل بيدادگر کشد به خاکم
دل به تو بستم، يار تو هستم
يا ثار الله و ابن ثاره
اي سر من از ازل خاک در توجان دو طفلم فداي اصغر تو
نگر به حالم، نما حلالم
يا ثار الله و ابن ثاره
بيا بيا در کنار قتلگاهمتا به مه عارضت فتد نگاهم
چشمْ انتظارم، دلْ بي قرارم
يا ثار الله و ابن ثاره
برداشت از سایت تبیان http://beta.tebyan.net/index.aspx?pid=57688





