امام: مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان پذیرفت، هیچكس حق ندارد یك كلمه راجع به آن بگوید

امام خمینی(ره) در 7خرداد سال 1360 در سالگرد تشكیل نخستین دوره مجلس شورای اسلامی در دیدار نمایندگان با ایشان مطالب مهمی بیان فرمودند.
 امام در آن سخنان ابتدا به طرح انتقاداتی از برخی مجلسیان كردند و سپس با توجه به حال و هوای سیاسی آن روزو اختلاف انگیزی هایی كه ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور وقت و نزدیكانش عامل آن بودند، مطالبی انتقادی در مورد مسائل سیاسی طرح كردند.
بخشهایی از بیانات بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی را می خوانید:
*مجلس بالاترین مقام است در این مملكت. مجلس اگر رأی داد و شورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت، هیچكس حق ندارد یك كلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رأی خودش را نگوید، بگوید... اما اگر بخواهد فساد كند و به مردم بگوید این شورای نگهبان كذا  و این مجلس كذا، این فساداست و مفسداست و یك همچین  آدمی  تحت تعقیب [به عنوان] مفسد‌فی‌الارض باید قرار بگیرد...
*سر تسلیم به مجلس یعنی سر تسلیم به اسلام... همه توجه داشته باشند به مجرد اینكه مطلبی مخالف رأی یك نفر است نباید بگوید مجلس درست نیست... این خودش درست نیست... باید خودش را اصلاح كند.

*... اگر ملت را می‌خواهید هی نگویید ملت با من است... ملت با اسلام است، نه با من است، نه با شما و نه با دیگری. من اگر یك كلمه‌ای برخلاف اسلام بگویم همین ملت می‌ریزند و من را از بین می‌برند. ملت اسلام را می‌خواهند، ملت شخص را نمی‌خواهد، ملت شخص‌پرست نیست...
*این مردم طرفدار مجلس (هستند) مادامی كه مجلس در طریق  اسلام باشد و ازدولت مادامی كه در طریق اسلام باشد ،از رئیس‌جمهور مادامی كه رئیس‌جمهور در طریق اسلام باشد طرفداری می‌كنند. هر كدام‌تان بلغزید مردم دیگر از شما طرفداری نمی‌كنند.
* من اول سال به آقایان عرض كردم كه این سال خوب است سال اجرای‌ قانون  باشد. باید حدود معلوم  شود.آقای رئیس‌جمهور حدودش در قانون اساسی چه هست، یك قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت می‌كنم . اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت می‌كنم. آقای نخست‌وزیر حدودش چقدر است.از آن حدود نباید خارج شود. یك قدم كنار برود با او هم مخالفت می‌كنم. مجلس حدودش چقدر است، قوه‌قضائیه حدودش چیست...
*نمی‌شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌كنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد...
*قانون اساسی را بازكنید و هركس حدود  خودش را تعیین كند. به ملت بگویید كه قانون اساسی مابرای دولت، این را وظیفه كرده  است، برای رئیس‌جمهور این را، برای مجلس این را ،برای ارتش این را... به مردم بگویید وظیفه ما درقانون اساسی كه شما رأی دادید (چنین معین شده)... سر فرود بیاورید به قانون و واقعاً سر فرود بیاورید به اسلام.
ادامه نوشته

پاسخ فرزند آيت الله بهجت به برخي شايعات  

پس از رحلت آیت‌الله بهجت، شایعات بسیاری پیرامون معظم‌له و ارتباط ایشان با بزرگان نظام به گوش رسید. همه آنهایی که در زمان حیات این مرجع بزرگ توانسته بودند زیاده‌گویی کنند، رحلت این عالم ربانی را بهترین فرصت برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود یافتند. با این حال روش زندگی مرحوم بهجت و طرز فکر ایشان نشان می‌داد که بسیاری از این خبرها، تنها شایعه است و به هیچ وجه درست نیست. حالا که بیش از دو سال از ضایعه تلخ از دست دادن ایشان می‌گذرد، فرصت مناسبی است که برخی از این شایعات را در گفتگو با فرزند ايشان بررسی کنیم.
* پس از فوت آیت‌الله بهجت، شایعاتی در اختلاف ایشان با مقام معظم رهبری از سوی برخی معاندان مطرح شد، موافقید در این‌باره اظهارنظر کنید؟

ـ برای پاسخ به این پرسش، باید دو نکته را مطرح کنم؛ نخست این‌که بعضی‌ها به ظاهر نسبت به مقام معظم رهبری اظهار تواضع می‌کنند ولی در باطن هیچ تبعیتی از ولی فقیه ندارند. دوم این‌که برخی افراد بودند که از آیت‌الله بهجت کینه داشتند، چراکه ایشان به آنها حتی یک بار هم وقت ملاقات نداده بودند و به آنها اعتماد نکرد. دلیل آن هم نمی‌دانم که آیا در ظاهر چیزی از آنها دیده بود و یا از باطن و نیات آنها خبردار بود. این افراد به صورت ذاتی با ایشان مشکل داشتند. شخصیت حضرت آیت‌الله بهجت در جامعه به گونه‌ای بود که اگر کسی علیه ایشان حرفی می‌زد، به ضرر شخص مقابل تمام می‌شد، بنابراین این افراد منافق‌گونه به ایشان ابراز لطف می‌کردند ولی در عمل منتظر موقعیتی بودند که دشمن خود را با ایشان عملی کنند بنابراین پس از فوت ایشان کارشان به جایی رسید که می‌خواستند در امور مرجعیت هم دخالت بکنند به همین دلیل به شایعه‌سازی روی آوردند که به حمدالله فقط عرض خود بردند.

* می‌توانید نشانه‌ای بدهید که بدانیم این افراد چه کسانی بودند؟

ـ فعلا معذورم اما اگر بخواهند در آینده باز این اقدامات انجام بدهند، آن‌وقت بیان خواهم کرد. از قضا در این جریانات، مقام معظم رهبری مظلوم واقع می‌شوند. درباره خود من هم شایعه‌سازی کردند.

* شما دیگر چرا؟

ـ امام حسین(ع) روز عاشورا به مردم کوفه فرمودند: «با من چه کار دارید؟ من چه جرمی مرتکب شده‌ام؟» گفتند: «جرمی مرتکب نشده‌ای، ولی چون پدرت علی است و ما از علی کینه و بغض داریم، این کار را می‌کنیم». حالا جرم من هم این است؛ پدر من نیز علی‌گونه زندگی می‌کرد، نه به اینها باج داد، نه اجازه ملاقات و نه امضا. البته کار اینها از این حد گذشته، چراکه اینها حاضرند بدون امضای متشرع، در مسائل مرجعیت هم دخالت کنند و هر کاری می‌خواهند بکنند و اگر من حاضر نباشم با اینها همکاری کنم، اتهامات مفصلی به من می‌زنند. اجازه دهید کمی صریح سخن بگویم؛ اگر برخی مسئولان ما درست بودند، جامعه ما الان بهشت بود مشکل اینجاست! مشکل این نیست که جامعه بد است. به خدا بهترین انسان‌ها در ایران زندگی می‌کنند. مگر همین انسان‌ها نبودند که پرورش‌شده دست طاغوت بودند. تا حضرت امام فرمود، همه رفتند تا لب مرز شهادت، بلکه تا آن سوی مرز شهادت هم رفتند. شما دقت کنید ببینید وقتی کاری بر عهده برخی مسئولان سپرده می‌شود، اینها چه کاری را مطابق اسلام انجام می‌دهند؟ می‌]واهند در همه‌جا سمت داشته باشند و همه کارها را قبضه می‌کنند تا شخص دیگری صاحب آن کار نشود. اگر آنها را از در بیرون کنید، از پنجره می‌ایند داخل عده‌ای هستند که همه کارها را در دست گرفتند و زیر پرده کارهایی می‌کنند. واقعا حقی که بخواهند وارد آن کار شوند، حق شرعی هم ندارند، اینها می‌خواند از مسائل مملکت تا مسائل مربوط به حوزه‌های علمیه و مرجعیت را زیر نظر داشته باشند و همه چیز تحت فرمانشان باشد.

* شایعه‌ای مطرح است درباره این‌که آیت‌الله بهجت به هیچ وجه در مسائل سیاسی دخالت نمی‌کردند، شما تأیید می‌کنید؟

ـ آیت‌الله بهجت با مطرح شدنشان در جامعه مخالف بودند. هرگز حاضر نبودند مثل من اینجا بنشینند و با شما صحبت بکنند و یا شما مثلا فیلم بگیرید و مطالب آن را در صداوسیما و مطبوعات منتشر کنید حتی یادم هست، آمدند به ایشان گفتند که ما می‌خواهیم با توصیه علامه محمدتقی جعفری، مطالبی از احوالات مرحوم شیخ مرتضی طالقانی و احوالات معنوی و کرامات ایشان از شما بپرسیم برای منتشر کردن شرح حال ایشان. ولی ایشان حاضر نبودند حتی در این بحث هم وارد شوند.

متأسفانه امروزه برای درس اخلاق گفتن در حوزه،‌ عمل مدرس شرط نیست، بلکه خوب گفتن و خوب حرف زدن شرط است اگر خوب ملاحظه کنیم این کاملا ضداخلاق است. لذاست که می‌بینید حوزه‌ها آن‌طور که باید پرورش پیدا نمی‌کنند و در علم هم از ترقی خبری نیست چه برسد به عمل. علتش این است که حوزه خواست از دانشگاه تقلید کند که رشد کند ولی راه رفتن خود را هم فراموش کرد. به اصطلاح معروف آمد ابرو را درست کند، زد چشمش را کور کرد. آقا می‌فرمود غلط است کسی خودش را اصلاح نکرده، به فکر اصلاح دیگران باشد. برخی مثلا فکر می‌کنند چهار تا کتاب خوانده‌اند، دیگر احاطه بر همه پیدا می‌کنند. آیت‌الله بهجت در سیاست کاملا صاحب نظر بودند و کاملا نظرات دقیقی ارایه می‌دادند، منتهی به اهل سیاست، اوایل هم با خود امام. سال ۴۰ که من یادم هست جلسه‌ای با امام داشتند و مطالب سیاسی آن زمان را بررسی می‌کردند در این زمان هم اگر نکته‌ای را لازم می‌دانستند ارایه بدهند، به خود مقام معظم رهبری می‌گفتند به افراد دیگر کاری نداشتند.

* بحث مقام معظم رهبری و مسائلی که در جامعه مطرح بود، به طور کلی شایعه بود؟

ـ خیر! این‌طور نبود که همه صحبت‌های مطرح‌شده در جامعه شایعه باشد. البته عرض کردم که مقام معظم رهبری در این جریانات کاملا مظلوم واقع شدند و رابطه ایشان با آیت‌الله بهجت بسیار گرم و صمیمی بود. مثلا این‌که آیت‌آلله بهجت فرموده بودند دیدارهایشان با رهبری، مخفی بماند و در صداوسیما پخش نشود، این درست است؛ چراکه ایشان دوست نداشتند در صداوسیما و در جامعه مطرح شوند.

* موافقید درباره حرف‌هایی که درباره ارتباط آیت‌الله بهجت و امام عصر(عج) به گوش می‌رسید، توضیحاتی بفرمایید؟

ـ اگر در کتبی که در مورد ایشان نوشته شده و نقل قول‌هایی که از ایشان مانده، دقت کنید، نوشته شده که آیت‌الله بهجت گفته‌اند: «شخصی را می‌شناسم که با امام زمان ملاقات کرده و یا شخصی که فلان مقام معنوی را دارد، به محضر حضرت رسیده». برای ما محرز است که ایشان با حضرت صاحب ارتباط داشته‌اند ولی وقتی می‌خواستند نقل کنند، می‌گفتند: شخصی هست که این‌گونه رویت کرده و با ضمیر سوم شخص بیان می‌کردند.

* در مورد رابطه شما با فرزندان مقام معظم رهبری نیز برای ما مطلبی را بازگو کنید.

ـ من گاهی در اوایل رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، عرض می‌کردم که یکی از علامات برجسته ایشان این است که فرزندانشان به این شکل متعالی رشد کرده‌اند، فرزندان ایشان واقعا انسان‌های پاکی هستند و دلیل آن هم، نجابت خانوادگی است. برای همه این بزرگواران آرزوی سلامتی می‌کنم.
ادامه نوشته

حجت الاسلام روانبخش: نفوذ مجدد فراماسونری در دولت!

سخنان علامه مصباح يزدي درباره شکل‌گيري فراماسونري در کشور و خطر فراگيري اين فتنه، نخبگان و بسياري از رسانه‌ها را به تأمل و تحليل واداشته است. ايشان درباره اين خطر تصريح مي‌کند: «خطري كه من احساس مي‌كنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.» درباره اين هشدار مهم، بيان نکاتي را ضروري مي‌بينيم:

1. نفوذ دادن عناصر منحرف در دولت و نظام، همواره از استراتژي‌هاي مهم دشمن بوده است و هانتينگتون آن را در کتاب موج سوم به‌عنوان استراتژي ايالات متحده آمريکا به سردمداران کاخ سفيد و همفکرانش توصيه مي‌کند. متاسفانه طي 32 سال دوران طلايي انقلاب اسلامي بارها اين اتفاق شوم افتاده و ضربات سنگيني به نظام وارد شده است که شهادت شهيدان بهشتي، رجايي، باهنر و... را مي‌توان بخش کوچکي از آن دانست. صاحب اين قلم در سال 85 طي مقاله‌اي در همين هفته نامه با عنوان «مراقب نفوذي‌ها باشيم» درباره خطر نفوذ در دولت نهم هشدار داد و از رئيس جمهور محترم خواست در برابر اين پديده شوم مراقبت بيش‌تري داشته باشند. البته اين هشدار در ديدار‌هاي خصوصي نيز به ايشان داده شد و حتي با اين تعبير که مواظب بهزاد نبوي دولتتان باشيد به ايشان گفتيم درباره جان شما نيز احساس خطر مي‌کنيم. هشدار‌هاي استاد مصباح نسبت به اين خطر طي سال‌هاي اخير افزايش يافت و در چندين ماه گذشته، ايشان بارها درباره خطر نفوذ جريان فراماسونري در دولت هشدار داده‌ است. انتشار مقالاتي در هفته نامه پرتو درباره فراماسونري طي ماه‌هاي گذشته در همين راستا توجيه مي‌شود. ايشان شعار‌هاي مطرح شده از سوي برخي عناصر را مشابه شعار‌ها و مباني فراماسون‌ها مي‌داند که انشاء ا... در شماره‌هاي آينده به آن مي‌پردازيم.

2. جريان نفوذي هميشه يکسان نيست. گاه براي ترور شخص و اشخاص نفوذ مي‌کند؛ چنان‌که در حادثه 7 تير و 8 شهريور سال 60 اتفاق افتاد و زماني براي ترور فکر و انديشه و ايجاد انحراف در نظام، چنان‌که در دولت‌هاي آقاي هاشمي و خاتمي رخ داد و اکنون در دولت دکتر احمدي نژاد نيز در حال وقوع است. روشن است که مواضع آقاي هاشمي رفسنجاني در ابتداي انقلاب با مواضعي که در دوران رياست جمهوري‌اش اتخاذ مي‌کرد و اکنون به اوج آن رسيده است يکسان نيست؛ او به تدريج از هاشمي 57 به هاشمي 2005 تبديل شد و کارش به جايي رسيد که با آن همه سوابق، از چشم بسياري از مردم و خواص با بصيرت افتاد به طوري که ديگر فضا براي حضور وي در مراسم نماز جمعه مناسب نيست و در ميان خبرگان نيز با افول جايگاه مواجه شد. با نگاهي به پرونده قطور وي در دولت‌هاي پنجم و ششم اين سير تدريجي ديده مي‌شود. نفوذ جريان فراماسونري و روشنفکران ديني در نهاد رياست جمهوري و تاسيس مرکز بررسي‌هاي استراتژيک با رياست تاجيک نقطه آغاز اين حرکت بود. اين مرکز که با بودجه رياست جمهوري و با حضور افرادي مانند حجاريان، بهزاد نبوي، محسن آرمين، عباس عبدي، آغاجري، عليرضا علوي‌تبار و حسين بشيريه فعاليت خود را آغاز کرد، با پروژه‌اي به‌عنوان «توسعه سياسي» يا «نوسازي سياسي» فعاليت گسترده‌اي در راستاي دين‌زدايي و ملي‌گرايي رقم زد که حاصل آن در مجله کيان به چاپ مي‌رسيد و بر اساس ادعاي آقاي حجاريان، عضو حلقه كيان، مقرر شده بود «آن‌چه در آن مركز انجام شد، مسؤولان وقت آن را اجرا كنند.» سروش که آن روزها ميدان‌دار اصلي اين جريان بود از شاگردان «پوپر» فراماسون معروف است که خود و پدرش در سلک فراماسون‌ها قرار داشتند. اين روند دين زدايي و ناسيوناليسم ايراني با شعار «ايران براي همه ايرانيان» در دولت آقاي خاتمي به اوج خود رسيد و دکتر سروش رسما به‌عنوان تئوريسين و مغز متفکر جريان اصلاحات معرفي شد و از سوي غربي‌ها مورد حمايت‌هاي خاص قرار مي‌گرفت. با پيروزي دکتر احمدي نژاد فراماسون‌ها و روشنفکران ديني وابسته به غرب به گوشه عزلت خزيدند و از دولت نهم رانده شدند. به همين دليل مي‌توان اين دوران را دوران طلايي انقلاب ناميد که ايران اسلامي به پيشرفت‌هاي مهمي دست يافته است. اکنون هشدار آيت‌ا... مصباح اين است که فراماسون‌ها که همواره ابتدا به صورت پوششي و به صورت کاملاً غير محسوس عمل مي‌کنند با شعار‌هاي پر رنگ‌تر از دولت نهم در دولت نفوذ کرده و در کنار شعار‌هاي ديني، به ترويج ناسيوناليسم، باستان گرايي، اومانيسم و... مشغول مي‌شوند خطر آن است که در آينده نه چندان دور، با غلبه گفتمان فراماسونري شاهد فتنه‌اي جديد و به شکلي ديگر باشيم. اميدواريم رئيس جمهور محترم هشدار آيت‌ا... مصباح را که بي ترديد از سر دلسوزي و محبت است، جدي بگيرند و از اين فتنه خطرناک قبل از وقوع و فراگيري جلوگيري کنند و نگذارند محبوبيت و نام نيکي که در سايه زحمات طاقت فرسا برايشان حاصل شده از کف برود.

3. ممکن است اين سؤال مطرح شود که چرا جناب استاد، اين خطر را بزرگ‌ترين خطر براي انقلاب مي‌دانند؟ مگر در گذشته اين‌گونه شعارهاي ملي گرايانه و ضد ديني به وفور وجود نداشت؟ شايد يکي از دلايلش اين باشد که در دولت خاتمي گرچه لباس روحانيت بر اندام وي بود ولي مردم او را يک روحاني واقعي نمي‌دانستند؛ در حالي که دولت احمدي‌نژاد يک دولت اصول‌گرايي محسوب مي‌شود که با شعار دولت اسلامي و حمايت متدينان سر کار آمده و بارها مورد حمايت خاص مقام معظم رهبري قرار گرفته است. از اين رو نفوذ در چنين دولتي و تغيير گفتمان آن مي‌تواند به مراتب خطرناک‌تر از فتنه دولت اصلاحات باشد؛ از اين رو چنان‌چه اين حرکت انحرافي را به موقع خنثي نکنيم ممکن است خطر فراگير شود.

4. پس از موضع‌گيري آيت‌ا... مصباح، برخي شکست خوردگان انتخابات دهم و حاميان فتنه 88 طي مقالاتي کوشيدند اين‌گونه وانمود کنند که آيت‌ا... مصباح به اشتباه خود اعتراف کرده و آن‌ها که طي سال‌هاي متمادي به مخالفت با دولت پرداخته و از ديگران حمايت کرده‌اند حقايق را زودتر فهميده و پيش‌بيني کرده‌اند! درباره اين تحليل‌هاي مضحک بايد گفت اولاً حمايت بزرگاني مانند آيت‌ا... مصباح از افراد در چارچوب حزب و جريان سياسي نيست، بلکه در چارچوب دين و ارزش‌هاي الهي و خدمت بيش‌تر به مردم است. بنابراين هر نامزدي که در اين ويژگي‌ها سرآمدتر از ديگران باشد اصلح دانسته مي‌شود. بي ترديد آقاي احمدي نژاد در ميان نامزدهاي انتخابات نهم و دهم اصلح بود و نه تنها آن روز بلکه امروز نيز با رقيبانش قابل مقايسه نمي‌باشد. بي ترديد کساني که با انگيزه ديني (نه حزبي) از شخصي حمايت مي‌کنند، تا وقتي حمايتشان باقي است که آن مسؤول بر آن ويژگي‌ها پايبند باشند و هر اندازه افراد از اصول فاصله بگيرند به همان اندازه از حمايتشان کاسته مي‌شود و قطعا نسبت به آن موارد اشتباه نيز حمايتي نخواهند داشت. اين همان روح سخن حضرت امام است که ميزان را وضع فعلي افراد دانستند. ولي کساني که با انگيزه حزبي يا شخصي از نامزدي حمايت مي‌کنند مي‌کوشند تا آخرين لحظه حتي پس از مسؤوليت وي به حمايتشان ادامه دهند، هر چند اشتباهات فاحشي از او سر بزند و درجهت براندازي نظام اسلامي نيز تلاش کند! ثانياً اگر بخواهيم اين سخن کساني که به جاي انتقاد درصدد انتقامند را ملاک قرار دهيم همين اشکال را بايد نسبت به پيامبر(ص) و امام علي(ع) و نيز حضرت امام(ره) که از افرادي تعريف و حمايت کرده و آن افراد در برهه‌اي اشتباهات فاحشي مرتکب شده‌اند نيز وارد بدانند. ‌آيا به اين تبعات سخنشان ملتزم مي‌شوند؟! به هر حال اميدواريم آقاي رئيس جمهور در يک اقدام انقلابي با حذف برخي اشخاص مسأله‌دار به همه اين حرف و حديث‌ها پايان دهد و همچنان به‌عنوان يکي از بهترين مسؤولان پس از انقلاب باقي بماند.

ادامه نوشته

واکنش رهبری به کاربرد کلمات متملقانه برای ایشان

این کلمات مبالغه‏آمیز را حذف کنید. بنده، وقتی این کلمات را می‏شنوم، حقیقتاً متأذّی می‏شوم

به گزارش عماریون، نویسنده وبلاگ "سحریار" در یکی از مطالب اخیر خود به دو نمونه از برخورد مقام معظم رهبری با تملق گویی اشاره کرد و نوشت: در تاریخ 24 / 6 / 77 در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران ، قبل از بیانات مقام معظم رهبری سرودی اجرا شد و و در آن مصرعی بود که جمع باهم می خواندند " سرور ما ، خامنه ای ". ایشان در همان جلسه تذکر دادند و فرمودند: " یک نکته هم درباره این سرود زیبایی که برادران اجرا کردند، عرض کنم: من خواهش می‏کنم که الفاظ این اشعار و سرودها را از کلمات مبالغه‏آمیز خالی کنید. هم شأن شما این است که در این راهها پیشقدم باشید و هم حقیقت قضیه این است. بنده افتخارم به این است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم. «سَروَر» فقط خدای متعال است و به امر او و در پیروی و عبودیّت او بندگان صالحِ برجسته و معصومین علیهم‏السّلام‏ا ند. ما بندگانی ناقص، نارسا، و ضعیف هستیم. بزرگترین هنر ما این است که بتوانیم در لابه‏لای همه ضعفهایی که داریم، کاری انجام دهیم که ان‏شاءاللَّه طبق وظیفه باشد. این کلمات مبالغه‏آمیز را حذف کنید. بنده، وقتی این کلمات را می‏شنوم، حقیقتاً متأذّی می‏شوم."
* در 12/ 8/ 80 در دیدار با جوانان اصفهان، قبل از فرمایشات امام خامنه ای، کسی ایشان را " علی زمان " خواند، در همان جلسه اینگونه تذکر دادند : { اگر کسی در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را که اسلام خواسته، ما پیاده می‏کنیم، گزاف گفته است. به‏هیچ‏وجه این‏طور نیست. خود ما انسانهای ضعیفی هستیم. وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین علیه‏السّلام یا اسم مبارک ولیّ‏عصر روحی‏فداه را می‏آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می‏آورند، بنده تنم می‏لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشیِ فداشده در کربلای امام حسین علیه‏السّلام کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی‏شویم. اما آنچه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانی که راهمان را شناخته‏ایم، تصمیم خود را گرفته‏ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته‏ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت می‏کنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در کار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حلّ است. البته وقتی این نواقص را حل کنیم، این‏طور نیست که به غایت مطلوب رسیده‏ایم؛ نه، راه کمال تمام‏نشدنی است. در این جاده‏ای که ما حرکت می‏کنیم، هر کیلومتر به کیلومترِ آن توقّف ممنوع است؛ نباید توقف کرد؛ همچنان باید جلو رفت. بسیاری از مشکلات کنونی که ملت و کشور ما با آنها دست به گریبان است، قابل حلّ است. }
ادامه نوشته

غزل آيت الله صافي درباره مکتب ايراني

ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست

در سایه محمد و آل محمدیم
برتر از این برای بشر افتخار نیست

ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

اندر دژ ولایت و حصن امامتیم
مانند این حصار به گیتی حصار نیست

ما امت عدالت و صلح و اخوتیم
در ما نفاق و شیطنت دیو سار نیست

از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست

اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام
در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

گر مدعی تلاش به توهین ما کند
با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
راهی که می‌ روی ره پروردگار نیست

زنده است دین احمد (ص) و قرآن و اهل بیت (ع)
اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

یا رب رسان امام زمان منجی جهان
فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست

پر می‌ کند ز عدل به امر خدا زمین
بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

آیین دین‌مداری و تقوا شود رواج
رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل
مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

ادامه نوشته

شکایت از حاج منصور برای ما مهم است

 حجت الاسلام روح الله بجاني طلبه عدالتخواه تبريزي: گاها عمل به موقع نكردن حزب اللهيان موجب پررويي جريان نفاق مي گردد. شكايت مديران و مسئولين متخلف از جمله اين پر رويي هاست.
حجت الاسلام روح الله بجاني طلبه عدالتخواه تبريزي در جلسه امروز انصار حزب الله تبريز در تشريح مراحل امر به معروف و نهي از منكر گفت: منطقي حرف زدن براي كساني است كه منطق سرشان نمي شود . وقتي فردي دچار توهم مي شود در هر مسئله اي اظهار نظر مي نمايد و كسي هم با وي برخورد نمي كند و هيچ منطقي را قبول ندارد الا اينكه خودش معيار حق و باطل است . جواب اينگونه افراد يك سيلي است . تعجب مي كنم كه چرا حز ب اللهي ها با سيلي جواب برخي جريانسازان منحرف را نمي دهند كه حالا بيايند و شكايت سازي كنند.

بجاني ادامه داد: كسي كه براحتي در خصوص انبيا اظهار نظر دارد. مكتب مشخص مي كند بايد تحمل شنيدن عناويني حتي يهودي را بايد داشته باشند. خودشان دم از آزادي مي زنند. امروز قضيه انحراف اصولگرايي در حال اصلي شدن است .

طلبه عدالتخواه تبريزي ادامه داد: اگر حكومت اسلامي نبود شايد سرنوشت برخي ها طور ديگر ورق مي خورد. وي در مورد حاج منصور ارضي گفت: حاج منصور براي ما حزب اللهي ها خيلي مهم است. شكايت از وي شكايت از تفكري است كه نام آن تفكر ، تفكر انقلابي نام دارد. دستگاه قضايي اول به تشويش اذهان عمومي كه جريان منحرف آن را ايجاد نموده است بايد رسيدگي كند ، سپس آمر به معروفي بنام حاج منصور ارضي را محاكمه كند.

وي با اشاره به مسائل فقهي امر به معروف و نهي از منكر در كتاب تحريرالوسيله گفت: شايد اجراي امر به معروف دسته جمعي براي برخي ها موثر باشد. اما از آقاي اخمدي نژاد انتظار داشتيم تا خود با اين جريان انحرافي مقابله كند. من ترسم از اين است كه همين جريان انحرافي كه باعث شد رييس جمهور مكتبي و ولايتمدارمان دستور آقا را با هفته اي تاخير اجرا نمايد ، اگر احمدي نژاد مانع منافعشان شود كه احتمالاچنين خواهد شد موجب خواهد شد همان سرنوشتي كه توسط كشميري براي شهيد رجايي رقم زده شد توسط جريان انحرافي براي رجايي دوم نيز رقم زده شود.
ادامه نوشته

علامه مصباح یزدی:اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني براي چيست؟

"عماریون"- سایت ارزشی بی باک نوشت: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تاکنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

به گزارش بی باک ، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از مسئولان شوراي عالي زنان، با اشاره به نعمت پيروزي انقلاب اسلامي و رهبري حضرت امام خميني (ره) و جانشين شايسته‌اش گفت: امروز بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد و فعاليت‌هاي بسياري در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانيان شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه ايده‌آل، فاصله بسياري داريم.

علامه مصباح يزدي، با بيان اين‌كه نواقص و مشكلاتي در اين سه دهه، باعث شده تا به اسلام ناب نرسيم، ادامه داد: بايد مسائل را ريشه‌اي حل كرد و مشكلات و نواقصي را كه جلوي تحقق اين امر را گرفته‌اند، شناسايي و در راستای رفع آنها برآمد.

وي با اشاره به وجود دو مشكل در بعد شناخت و بينش گفت: به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد؛ يعني بدانيم اسلام مجموعه‌اي است كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل در يكديگر دارند و همه اعضاي آن، زمينه رسيدن به هدف واحد را فراهم مي‌كنند.

علامه مصباح يزدي، نخستين مشكل را نبود اين نوع بينش در كشور دانست و گفت: متأسفانه، اين نگرش كه همه بخش‌هاي اسلام مانند پيكره واحدي است كه تنها رشد در يك بخش نمي‌تواند راهگشا باشد، در كشور ما و ديگر كشورها جا نيفتاده است.

عضو خبرگان رهبري در توضيح این مطلب ادامه داد: اين كه مي‌گویيم اسلام جامع بوده و همه چيز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سياست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هر كدام بخش مستقلي است، بلكه همه اين بخش‌ها به هم پيوسته و در يكديگر تأثيرگذارند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به اينكه هر بخش از اسلام، داراي لايه‌هاي گوناگون است، دومين مشكل را نگاه سطحي به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لايه‌هاي عميق آن توجه نكنيم، چه بسا در دراز مدت، دين را از بين ببريم، چرا كه نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولايت ‌فقيه اشاره كرد و گفت: حتي در بين مسئولان نيز كساني كه واقعا ولايت‌ فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند، کمند و حتي عده‌اي بر این باورند، اين ‌كه يك روحاني آن هم به حكم دين در رأس مسائل كشور قرار بگيرد، اشتباه است.

وي افزود: با وجود اين مشكلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كرده و مراجع هم نظر بدهند، ولي مسئولان كشور به آن اعتقاد نداشته باشند، اصلا تصويب و اجرا نخواهد شد؛ حتي قوانيني بوده است كه با رأي قاطع تصويب شده و شوراي نگهبان نيز تأييد كرده، اما از آنجا كه بنا بر ميل مجريان نبوده، متروك مانده است.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: پس مشخص مي‌شود، آنچه اهميت دارد، تقويت اعتقاد قلبي مردم و مسئولان به اسلام است كه در اين صورت، حاضرند تا پاي جان براي آن ايستادگي كنند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به لزوم فعاليت و تلاش در دو جهت فكري ادامه داد: نخست این كه اسلام به طور كامل در نظر گرفته شود و تجزيه نشود، چرا كه اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و ديگر بخش‌هاي اسلام اجرا نشود، اثري نخواهد داشت و باز هم ضعف خواهد بود.

عضو خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اگر روزي مسئوليني بر سر كار آيند كه در ابدي بودن احكام اسلام تشكيك كنند ـ همان‌ گونه كه در دوره‌اي چنين شد ـ اساس اسلام زير سوال مي‌رود و جايي براي بحث‌هايي مانند حقوق زن در اسلام و غيره باقي نمي‌ماند.

وي ادامه داد: دومين فعاليتي كه بايد انجام شود، پي بردن به عمق اسلام و عقيده قلبي نسبت به آن به ويژه در مسائل اعتقادي و عمل به اسلام است.

علامه مصباح يزدي با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌ گونه که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن، حرف خود را بيان مي‌كند؛ يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.

وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و افزون بر آن، هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آنها دل بسته‌اند؟!

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟

اين متفكر اسلامي افزود: اگر روزي از ما بپرسند، چرا براي تساوي ارث زن و مرد كاري نكرديد، شايد بتوانيم عذري بياوريم، ولي اگر به ما بگويند، چرا اساس اسلام را حفظ نكرديد، چه عذري مي‌توانيم بياوريم؟!

علامه مصباح يزدي، با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: همان كساني كه از اصحاب رسول خدا ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ بودند، پس از رحلت ايشان، علي ـ عليه‌السلام ـ را خانه‌نشين كردند، و بني‌اميه كه با نام اسلام بر سر كار آمدند، كاري كردند كه بر همه منابر به لعن علي ـ عليه‌السلام ـ مي‌پرداختند و مجاهدان و ياران پيامبر ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ نيز اعتراضي نكردند.

پس جاي تعجب نيست، اگر برخي از ياران امام، روزي عليه اسلام و انقلاب به پا خيزند (همان گونه كه سران فتنه گذشته اين چنين کردند) و جاي تعجب نخواهد بود، اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگتري پدید آورند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

علامه مصباح يزدي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.

گفتني است، اين مراسم 21 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد.
ادامه نوشته

آیت الله جوادی آملی:مکتب ايراني هيچ وقت کارساز نبوده است

"عماریون"- آيت الله جوادي آملي در ديدار آيت الله دري نجف آبادي نماينده ولي فقيه در استان مرکزي و امام جمعه اراک، شعباني فرد استاندار مرکزي و هيئت همراه اظهار داشت: اين درست است که ايران مرز پرگهر و وطن ما است و ما از آن دفاع مي کنيم، اما اين کشور را کربلا نجات داد، نه اين مرز پرگهر. راه ما همين است وگرنه به اسارت دوران قبل از انقلاب مبتلا مي شويم.

این مرجع تقلید افزود: مرداني که مي توانند بگويند «أولئك آبائي فجئني بمثلهم، إذا جمعتنا يا جرير المجامع» اينها همواره مي توانند به جايي برسند، براي اينکه مي گويند از همين مرز و بوم بود که رجال بزرگ علمي برخاست، پس ما هم مي توانيم.

وی در همين رابطه افزود: اين «مي توانيم» يک آرزو نيست، بلکه تفکر پذيرفته شده است.

آيت الله جوادي آملي به تشريح تعامل بين حوزه و نظام در زمينه تأمين نيازهاي نظام پرداخت و اظهار داشت: نيازهاي نظام را حوزه بايد تامين بکند، لکن آن طوري که حوزه مي گويد، نه آن طوري که نظام مي خواهد.

وی در توضيح بيشتر اين مطلب فرمود: نظام براي هر ارگان و نهادي، يک روحاني مي خواهد که نماينده باشد و رهبري فکري آن نهاد را برعهده داشته باشد، اما آيا خود نظام بايد وارد حوزه بشود و گلچين کند و هر کسي را مي خواهد ببرد، يا متوليان حوزه بايد ارزيابي کنند هر کسي را که براي نظام کارآمد است به او بدهد؟

استاد برجسته حوزه گفت: تحقيق در مسئله آن است که انتخاب به عهده مسئولان حوزه است نه مسئولان نظام؛ زيرا متوليان حوزه مي توانند تشخيص دهند که فلان روحاني، بذر آينده است.

آيت الله جوادي آملي با بيان اينکه هر کشاورز اول بذر خود را انتخاب و بعد صادرات را عرضه مي کند، تصريح کرد: کسي که چندين سال با طلبه اي کار کرد مي تواند تشخيص دهد که اين طلبه مي تواند آينده خوبي داشته باشد. اين طلبه حيف است که به فلان اداره اعزام شود و فقط نماز جماعت بخواند، يا موعظه کند؛ بلکه اين روحاني مي تواند محقق و استاد خوبي باشد.

وی تاکيد کرد: اگر کسي نبوغي دارد که بعدها مي تواند معلم، مرجع و استاد خوبي باشد، حيف است که به اداره اي برود و صرفاً نماز جماعت بخواند.

این مفسر قرآن کريم تصريح کرد: ممکن است اين طلبه از آينده خود با خبر نباشد؛ از نياز نظام باخبر باشد و از حاجت اقتصادي خود هم مستحضر است، بنابراين زود جذب مي شود و خسارتش را حوزه مي بيند. از اين رو تحقيق و تشخيص اينکه چه کسي نياز نظام را تامين کند به عهده مسئولان حوزه است.

آيت الله جوادي آملي به برخي اصولي که باعث ماندگاري حوزه هاي علميه مي شوند اشاره کرد و اظهار داشت: حوزه پربرکت نجف تنها براي قداست قبر علوي نبود، چراکه خيلي ها در کنار قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و چهار امام بودند و نتوانستند در مدينه حوزه علميه تشکيل دهند؛ بنابراين تنها قداست قبر کافي نيست، بلکه ادارک و شعور مسئول حوزه است که اداره مي کند و حرف اول و آخر را مدير حوزه مي زند.

اين مرجع تقليد افزود: سيد مرتضي بنيانگذار حوزه پربرکت نجف، امکان مالي داشت و بخشي از اموال را براي تامين نيازهاي علمي طلبه ها وقف کرد که کتاب و لوازم التحرير تهيه کنند و از سويي ديگر نيروهاي حوزه را شناسايي کرده بود و در بين اين افراد اگر طلبه اي بود که استعداد و آينده خوبي داشت، به ماهيانه 12 دينار شهريه داد و ديگري که استعداد کمتري داشت، ولي آينده خوبي براي او پيش بيني مي شد، به او ماهيانه 8 دينار داد.

استاد برجسته حوزه علميه تصريح کرد: مرحوم بحرالعلوم مي گويد، که آن طلبه خوش استعدادي که سيد مرتضي او را شناسايي و جذب کرده بود و به او ماهيانه 12 دينار داد، شيخ محمدحسن طوسي درآمد و آن طلبه اي که به او 8 دينار داد، قاضي ابن برّاج درآمد.

وی با يادآوري اين نکته که شيخ طوسي را مديريت سيد مرتضي، شيخ طوسي کرد، تاکيد کرد: خيلي ها هستند که براي اطعام و عزاداري وقف مي کنند؛ درست است که اهل بيت همتاي قرآن هستند و دين به وسيله آنها محفوظ است ولي بهترين راه براي گراميداشت ولايت اهل بيت عليهم السلام، وقف کردن اموال براي نشر علوم آن بزرگواران است.

آيت الله جوادي آملي اظهار داشت: حرف اساسي حوزه ها را مديران حوزه ها مي زنند و افرادي که تمکن مالي دارند بايد عاقل باشند که مال خود را در چه راهي هزينه کنند.

وی در همين رابطه تاکيد کرد: اگر کسي که متمکن بود و تمکن عقلي هم داشت و مال خود را در خدمت حوزه قرار داد که لوازم التحرير و کتاب و حوزه شود؛ و آن که مدير حوزه بود دو کار را انجام داد که اولاً نظام را با تشخيص خود اداره کرد، نه اينکه هر کسي را که نظام خواست جزء خروجي قرار دهد و نيروها را شناسايي کند که چه کسي استعداد و نبوغ براي رشد در آينده دارد، اين مي تواند حوزه علميه نجف درست کند.

وی خطاب به آيت الله دري نجف آبادي و همراهانش گفت: شما ديداري با شوراي عالي مديريت داشته باشيد و موعظه اي سخن نگوئيد و موعظه اي هم سخن نشنويد، بلکه به عنوان طرح و درخواست رسمي پيشنهاد دهيد که حوزه استان مرکزي مي تواند حوزه معين باشد.

اين مرجع تقليد افزود: شما ديداري هم با مجمع طلاب و فضلا به ويژه طلاب استان مرکزي داشته باشيد و تعهدات مردم بزرگوار آن استان را به اين طلاب ابلاغ کنيد که بخشي از عمر خود و اردوي تابستانه را در برنامه خودشان قرار دهند.

آيت الله جوادي آملي با اشاره به کويري بودن استان قم، برگزاري اردوي تابستانه را کاري حتمي دانستند و افزود: قم منطقه کويري است و کارآيي و کارآمدي در اين استان به ويژه براي کساني که قدرت بدني آنها آنقدر نيست که بتوانند مقاومت کنند، در تابستان بسيار کم است.

وی افزود: کساني که متعلق به استان مرکزي هستند هم بايد اين فصل را به عنوان اردوي تابستانه در آنجا حضور داشته باشند.

استاد برجسته حوزه علميه با اشاره به موفقيت هاي حوزه هاي علميه آشتيان، بناب و خوانسار در تربيت طلاب علوم ديني، افزود: شواري عالي مديريت اگر تصميم بگيرد و بتواند اردوي تابستانه برگزار کند، بسياري از روحانيون مي توانند تابستان را در استان مرکزي سپري کنند. حضور عده اي از عالمان دين در يک منطقه، فضاي آن منطقه را معطر مي کند.

آيت الله العظمي جوادي آملي همچنين به حضور مليت هاي مختلف از جهان در شهر مقدس قم براي تحصيل و فراهم شدن بسترهاي تحصيل اين افراد در جامعه المصطفي العالميه، اظهار داشتند: درست است که استکبار راه خودش را طي مي کند اما شيفتگان علم از سراسر جهان پرواز کردند و به سمت قم آمدند.

وی تاکيد کرد: اگر در گذشته مي گفتند «اطلب العلم ولو در چين»، الان مي گويند «اطلب العلم ولو در قم» و اين به برکت مجاهدت هاي امام خميني(ره) و خون هاي پاک شهيدان است.

وی در بخشی دیگر از این دیدار گفت: وقتي حوزه اصلاح شد و مردم متدين شدند، انقلاب اسلامي تا زمان ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف محفوظ مي ماند؛ چون در گذشته ايران و مکتب ايراني هيچ وقت کارساز نبود.

وی افزود: در جريان جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم، همين مردم و ايران بود که دستشان را در برابر کشورهاي ديگر بالا بردند و تسليم شدند و هر چه آنها خواستند، به آنها دادند.

آیت الله جوادي آملي گفت: در آن زمان شمال ايران به دست شوروي بود و مرکز و جنوب ايران به دست انگليسي ها بود و هر چه مي توانستند از منابع ايران غارت کردند و بردند.

وی با تشريح وقايع کودتاي ننگين 28 مرداد سال 1332 اظهار داشت: در کودتاي ننگين 28 مرداد گفتند آمريکا بايد بر شما مسلط باشد و شما برده باشيد؛ اين ذلت در همان دوران مکتب ايراني بود؛ اما مردم ما در 16 شهريور، 17 شهريور و ساير رويدادهاي مهم، آن همه شهادت را تحمل کردند و شعار رسمي آنها مرگ بر شاه بود. پس معلوم مي شود مکتب ايراني هيچ وقت کارساز نبود.

جوادي آملي تصريح کرد: وقتي انقلاب اسلامي به ثمر رسيد و امام و روحانيت و دين و مکتب اسلام عرضه شد، هر چه ما مي گوئيم آنها بايد چشم بگويند.

استاد برجسته حوزه علميه، قطع رابطه با آمريکا، نفي موجوديت اسرائيل، فروش منابع داخلي کشور به کشورهاي دلخواه و... را از جمله برکات مکتب اسلام عنوان کردند و يادآور شد: وقتي شعار از مسجد و حسينيه برخيزد، شرافت در آن هست، اما اگر شعار از اين مراکز نباشد همان ذلت جنگ جهاني اول، جنگ جهاني دوم، کودتاي ننگين 28 مرداد و... وجود خواهد داشت.

آيت الله جوادي آملي تصريح کرد: اين درست است که ايران مرز پرگهر و وطن ما است و ما از آن دفاع مي کنيم، اما اين کشور را کربلا نجات داد، نه اين مرز پرگهر. راه ما همين است وگرنه به اسارت دوران قبل از انقلاب مبتلا مي شويم.

اين مرجع تقليد عنوان کرد: در شب هاي عمليات هرگز در خاکريز اول و دوم و مناطق جنگي، سخن از ايران مرز پرگهر نبود؛ هر چه در آن مناطق بيان مي شد «يا حسين، ياحسين» و «کربلا، کربلا» بود. اين وقتي سند و شناسنامه مملکت باشد چرا اين سند را ارزان بفروشيم؟
 

حاج منصور ارضی: عده ای را به بهانه نماز خواندن اخراج! می کنند و بعد...

"عماریون"- حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشوراي صبح امروز (24/1/90) كه در پنجمين روز از ايام حزن انگيز فاطميه در حسينيه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ در ادامه توضيح دعاي «عاليه المضامين» و در خصوص تبيين «مراقبت از نماز» مطالب مهمي بدين شرح گفت:
* همه دعواهای آن گروه با حضرت زهرا (س) از اینجا شروع شد که به نمازشون اهمیت ندادند و به تدریج بت پرست هم شدند.
* یکی از دوستان می گفت كه رئیس دفتر کارخانه داري گفته تا وقتی زمان کار تموم نشده نمی توانید نماز بخوانید. گفتند: مگر شما مقام ولایت داری؟ گفت: اگر نمی خواهید برويد. به اين بهانه، همینجوری 300 الی 400 نفر را از کارخانه سایپاپرس اخراج کردند. در حالي كه آنها زن و بچه دار بودند. آن وقت این پرچمی که به اصطلاح بر سر زبانشان هست و می گويند «دولت عدالت خواه» و داریم این کارها را می کنیم و پشتیبان مردم هستیم؛ در کنار کارهايشان گذاشتند. اگر دقت کنید به یک جاهایی می رسید.
- وي در خصوص جوسازی های اخیر دفتر رئيس جمهور و طرح شکایت عليه ایشان به اتهام توهین به رئیس دفتر رئیس جمهور افزود:
* بعضی از دوستان خواستند که سند «يهودیان امت پیامبر» را بيان كنم که این سند در کتاب «علی و صل الله علی الباکین علی الحسین (ع) » آمده که عبارت است از اینکه در جلد 44 بحارالانوار صفحه304 به نقل از «تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) » آمده است که در رابطه با آیه «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ» پیامبر خدا(ص) فرمودند: «این آیه برای اهل یهود است. حالا می خواهید یهودیان امت من را بشناسید. اینها (قریب به این مضامین) «یُبَدِّلونَ شَریعتی و سُنّتی، یَقتلون ذُرّیَّتی و یَقتلون الوَلدی الحَسن و الحُسین (علیهم السلام) کَما مثل أَسلاف الیَهود زَکریا و یَحیی» اینها یهودیان امت من هستند و آخرش هم به اینجا می رسد که خداوند قبل از قیامت یک هادی و مهدی (یعنی حضرت صاحب الزمان(عج) ) که از باقیمانده اولاد حسین مظلوم می باشد را برای فرزندان این یهودیان مبعوث خواهد کرد تا آنان را با شمشیرهای دوستانش (ببینيد چقدر ارزش دارد که جزء سپاه امام زمان (ع) باشیم) به هلاکت برساند.
* يعني اگر کسی بخواهد دین خدا و دین پیغمبر خدا(ص) را تغییر بدهد و تبدیل کند به چیز دیگری؛ این میشود یهود امت پيامبر. پس این شد دلیل و سند ما براي بيان يهودي صفت.
* بعد هم یک عده ای می گويند كه چرا اهانت می کنید؟ یزید (لعنت الله علیه) هم به دین خدا اهانت و توهین کرد. عاقبت اباعبدالله (ع) فرمود: این «یابن دعیه» می خواهد از من بیعت بگیرد. يعني پسر پیغمبر هم جواب اهانت به دین را با اهانت داد. جواب اهانت به دین همین است. می گويند مگر مداح فحش میدهد؟ بله. مداح این کار را می کند، ولی کجا؟ آنجايي که باید بگويد می گويد. شما بروید و ببینید معنی «یابن دعیه و یابن خبیثه» چه می شود. برويد سوال کنید. یک وقت اهانت شکل دیگري دارد آیه می فرماید: «واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما»
ولی این (م) کسی هست که دارد به دین خدا و به پیامبران خدا ، (نوح وغیره) توهین می کند. می گويد آنها مدیریت ندارند، فراری هستند. همه اینها را گفته و به نبوت ما اهانت کرده و ما هم اهانت می کنیم. همه پیامبران را مسخره کرده و بعد هم گفته «دین ایرانی». یواش یواش هخامنش و کوروش و داریوش را هم آوردند.
* متأسفانه آن آقا در هیئت دولت می گويد: «این شخص (م) خيلي زلاله و من به حال این فرد غبطه می خورم». ببینید چه طور مسخ می شوند بعضي آدمها. این یک حقیقت است که دارند اهانت می کنند و وقتی جوابشان رو میدهی، صدايشان در می آيد.
* ما اطلاع داريم كه بعضي از اعضاء هيئت دولت هم از اي آقا و حرف هايش ناراحت هستند و شايد آنها هم مجبور به استعفا شوند.
* ما ضمن اينكه كارهاي خوب دولت و رئيس جمهور را تحسين مي كنيم، انحرافات آنها را هم بيان مي كنيم.
ادامه نوشته

بیانیه کم سابقه حزب الله در حمایت از حاج منصور ارضی(عرشی)

بیانیه حزب الله پیرامون شکایت غیر قانونی جریان منحرف و نفوذی در دولت خدمتگذار از حاج منصور ارضی
..بیان حاج منصور پیرامون یهودی صفت بودن مشایی، توهین مشایی به پیامبران اولوالعزم(علیهم السلام) و دیدگاه انحرافی وی نسبت به اسلام تحت عنوان مکتب ایرانی دارای پاسخهای محکم و مستندات شرعی از جمع آیات و روایات می باشد...
"عماریون"- در پی شکایت غیر قانونی دفتر رییس جمهور از حاج منصور ارضی، حزب الله طی بیانیه ای نکات بسیار مهمی را در اختیار سایت عماریون قرار داد.

متن کامل بیانیه به این شرح می باشد:

بیانیه حزب الله پیرامون شکایت غیر قانونی جریان منحرف و نفوذی در دولت خدمتگذار از حاج منصور ارضی

اکنون که پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت 32 ساله جمهوری اسلامی مقابل استکبار جهانی، الگوی ملت های به پا خواسته خاور میانه شده و آمریکای اشغالگر از یکسو دچار استیصال و ناتوانی در تحلیل اوضاع و از سوی دیگر مجبور به برخورد دوگانه با انقلابهای مردمی خصوصا در بحرین، یمن و لیبی گردیده است، بر اساس منویات مقام معظم رهبری بر همگان واجب است که در زمینه فوق مواضعی انقلابی بگیرند. این در حالی است که شاهد سوء استفاده برخی از افراد منحرف و نفوذی در دولت خدمتگذار به منظور ایجاد شکاف و تفرقه داخلی می باشیم.
یکی از این موارد تداوم حمایتهای بنیادی و مالی از سی دی مستند «ظهور نزدیک است» در اشکال دیگر آن می باشد؛ در این میان یکی از عوامل مهم بازگو کننده انحراف سی دی فوق الذکر و افشاگر ارتباط آن با عوامل اختلاف در میان هواداران رییس جمهور محبوب یعنی حاج منصور ارضی است که مورد تهمت و افترا در شکایت غیر قانونی آنان قرار گرفته است.

از این رو توجه همگان را به نکات ذیل جلب می نماییم:

1- این شکایت از وجاهت قانونی برخوردار نیست زیرا از سوی معاونت حقوقی رییس جمهور تنظیم شده است. این جایگاه یه طور قانونی برای دفاع از شخصیت حقوقی دولت و فقط از شخص رییس جمهور است نه افراد حقیقی دیگر دولت. از این رو شاهد هزینه کردن این جایگاه برای شخص مشایی هستیم.

2- بخشی از موارد مطرح شده در شکایت، افترا و تهمت به شخص حاج منصور ارضی است و بخش دیگر آن مستند به پاسخهای لازم می باشد. به عنوان مثال بیان حاج منصور پیرامون یهودی صفت بودن مشایی، توهین مشایی به پیامبران اولوالعزم(علیهم السلام) و دیدگاه انحرافی وی نسبت به اسلام تحت عنوان مکتب ایرانی دارای پاسخهای محکم و مستندات شرعی از جمع آیات و روایات می باشد.

3- خوشبختانه حزب الله، اتاق فکر جریان نفوذی فوق را به طور کامل می شناسد. حزب الله معتقد است علاوه بر دشمنان ولایت فقیه، افراد معلوم الحال و نیز گروه های زخم خورده از افشاگریهای مکرر حاج منصور از این شکایت سود اصلی را خواهند برد، زیرا همواره در پی قرار دادن دولت خدمتگذار در مقابل امت حزب الله بوده و هستند.
بر همین اساس وعاظ محترم، فضلا و طلاب در صحنه، هیئات مذهبی، دلسوزان انقلاب و در یک کلام امت حزب الله تا به نتیجه رساندن رسوایی جریان نفوذی فوق آن هم با پیگیریهای آگاهانه و انقلابی از پای نخواهند نشست.



حزب الله بیدار است
از نفوذی بیزار است

دبیر شورای هماهنگی حزب الله
دکتر عبدالحسین الله کرم
ادامه نوشته

حاج منصور ارضی(عرشی):یهوديان امت پيامبر (ص) كيستند؟

...روزي خواهد آمد كه همين ها بگويند «دين ما مربوط به كوروش و داريوش است!» اين ملعون همين كار را خواهد كرد و دارد مي كند. بدتر از اين هم خواهد شد. من شبانه روز لعنش مي كنم...
حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشوراي صبح امروز (23/1/90) كه در چهارمين روز از ايام حزن انگيز فاطميه در حسينيه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ در توضيح دعاي «عاليه المضامين» و در خصوص تبيين «محبت عبادت» مطالب مهمي بدين شرح گفت:
* پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: «آيا مي خواهيد به شما از يهوديان امتم خبر دهم؟ آنهايي كه اهل عبادت ظاهري هستند ولي دين را تغيير مي دهند.» (و بدعت ايجاد مي كنند و تفسيرهاي به رأي مي كنند.)
* روزي خواهد آمد كه همين ها بگويند «دين ما مربوط به كوروش و داريوش است!» اين ملعون همين كار را خواهد كرد و دارد مي كند. بدتر از اين هم خواهد شد. من شبانه روز لعنش مي كنم.
* پيامبر عزيز خدا (ص) در ادامه حديث فوق مي فرمايند: «همين يهوديان امت دين را تغيير مي دهند و بعد هم فرزندان من (حسن و حسين) را مي كشند. بعد مهدي موعود (عج) خواهد آمد و با شمشير دوستانش فرزندان اينها (يهوديان امت) را مي كشد.
* اين كه ما به بعضي ها مي گوييم «يهودي صفت» ، بر اساس اين حديث شريف و معتبر است. حرف ما سند دارد ولي چون اينها نمي فهمند، موضع مي گيرند.
* وي در خصوص مستند «ظهور نزديك است» گفت: متأسفانه مي آيند اين مستند را مي سازند كه ريشه يهوديت دارد و جوانها را نااميد مي كنند. تا جايي كه با اين مستندات و حرفها و كارهايشان باعث منكر شدن ظهور و وجود مبارك حضرت مي شوند.
ادامه نوشته

رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا روان کردي؟!

جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...

رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
ادامه نوشته

ناگفته های گذشته و حال انقلاب از زبان آيت الله محمد يزدي

آیت‌الله محمد یزدی با طرح مباحثی از اتفاقات پشت پرده مجلس خبرگان رهبری و برخی شخصیت‌های سیاسی نظرات خود را بدون سانسور بیان کرد رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با هفته‌نامه پنجره گفت:

    * قضیه ما و هاشمی حل‌شدنی نیست
    * هاشمی گفت ادبیات یزدی را قبول ندارم
    * الان روش آقای ناطق‌نوری را تأیید نمی‌کنم
    * مشایی آنقدر مردود است که با او دیدار هم نمی‌کنیم
    * مشایی با پول خرج کردن در صدد ریاست‌جمهوری است

ادامه نوشته

چگونه زعفر شيعه شد

 داستان زندگی زعفر, آزاده ای از طایفه جن که عشق به خدا و اهل بیت زندگیش را عوض و به جای پادشاهی و سلطه بر طوایف جن, محبت اهل بیت را اختیار کرد
ادامه نوشته

واکنش آیت الله مقتدایی به اظهارات رییس دفتر رییس جمهور

مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور، خواستار بر خورد لازم با رییس دفتر رییس جمهور به خاطر طرح نظریه‌های انحرافی شد.

آیت الله مقتدایی در گفت و گو با مرکز خبر حوزه، در مورد اظهارات اخیر رییس دفتر رییس جمهور، مبنی بر ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی، اظهار داشت: متأسفانه این قبیل اظهارات غیرتخصصی و انحرافی از زبان افرادی که منسوب به ریاست جمهوری هستند، شنیده می شود و جای بس تعجب است که پس از اظهار نظر بزرگان حوزه و عکس العمل اقشار مختلف، با ایشان برخوردی نمی شود.

*انتقاد از عدم برخورد با طرح کننده مکتب ایرانی

وی افزود: متأسفانه عدم برخورد لازم با این شخص، موجب شده است، تا وی به خود جرأت داده و پس از طرح «مکتب ایرانی»، که نام دیگر «جمهوری ایرانی» است، نظریه انحرافی «انسان ظرفیت خداشدن را دارد» را مطرح کند و با نهایت جسارت بر این مسأله و گفته خویش، پافشاری می کند.

عضو خبرگان رهبری، در ادامه افزود: باید نسبت به مبانی اسلامی، نظام و اصول خط امام که همان خط واقعی اسلام است، شناخت داشته و مواظب باشیم که به آن، لطمه نزنیم.

وی افزود: آقایان خود را داعیه دار خط امام(ره) می دانند، در حالی که آن بزرگمرد استکبار ستیز، نهضت بزرگ ملت آزاده ایران را، قبل از آن که ایرانی باشد، اسلامی نامید.

*دلداده اسلام هستیم

آیت الله مقتدایی، خاطرنشان ساخت: ما دلداده اسلام و ایران اسلامی هستیم و همه چیزمان اسلام است و هرکه در جریان انقلاب اسلامی ایران بوده، عزت کنونی ایران را از اسلام می داند و اصولا این اعتقادات اسلامی مردم مسلمان ایران بود که هرگاه احساس خطر کردند، با حضور میلیونی خود از نظام اسلامی دفاع نموده‌اند

وی در پایان گفت: ایران عزیز، امروز مدیون فداکاری ها و مقاومت جوانان، شهداء، جانبازان و ایثارگران است، که به عشق اسلام، به دفاع از اعتقادات و میهن اسلامی پرداختند و عزت امروز ایران اسلامی را آفریدند.  

ناگفته هايي از فرقه ضاله بهائيت

آنچه در زیر آورده شده گفت‌وگویی است با«میم‌. الف»که از روی درد و بغض تنها گوشه کوچکی از آنچه در تشکیلات بهائیت می‌گذرد را بازگو کرده است.

چطور با بهائیت آشنا شدید؟

من در سال 76 در کارخانه‌ای در شهر کرمان کار می‌کردم که متوجه شدم سرپرست کارگاه بهائی است و بسیار راغب شدم که درباره بهائیت بیشتر بدانم که چرا می‌گویند بهائیت یک فرقه ضاله است. از همین جا گفت‌وگوهای ما شروع شد و در زمان استراحت بین کار، با هم صحبت می‌کردیم که گاهی تا یک ساعت هم طول می‌کشید. بعد از مدتی من در کارگاه تنها کسی بودم که ناهار را دو نفره در دفتر او می‌خوردیم. این قضیه همین طور ادامه پیدا کرد تا اینکه مرا به خانه‌شان دعوت کردند که در آنجا مراسم دعا داشتند. در این جلسه دعا سوالاتی رد و بدل شد و من کم‌کم وارد محیط بهائی‌ها شدم. محیط آنها را در ظاهر بسیار پاک و به دور از ریا و دروغ دیدم.
ادامه نوشته

آيين نامه راهنمايي و رانندگي 3

ادامه نوشته

آيين نامه راهنمايي و رانندگي 2

ادامه نوشته

آيين نامه راهنمايي و رانندگي 1

ادامه نوشته

ولایت فقیه از منظر حضرت آیت الله بهجت (ره)

صاحب حکومت ( ولی فقیه ) غیر از صاحب حکم و فتوا ( مرجع تقلید ) است. صاحب فتوا ، کلیات را خوب می تواند از اصول و مدارکش در بیاورد ؛ اما تطبیقش بر موضوعات ، فهم دیگری می خواهد ؛ یک فهم دیگری می خواهد ؛ یک بصیرت و زرنگی و فطانت می خواهد.محتمل است چیزی که در مقلَّد ( مقلد به فتح لام ، يعني : مرجع تقلید ) معتبر نیست ، در حاکم معتبر باشد. این هم یکی از ابتلائات عجیب است ، که اگر یک شخصی یک قدری عقلش و فطانتش از متعارف کم باشد ( ممکن است ) مجتهد عادل صالح تقی باشد ، اما ( اگر ) خوش باور باشد ، نمی شود گفت : چون از او تقلید می کنند ، حکومت هم برایش جایز است.
نه این طور نیست. گفته اند و نشان داده اند که شخصی در علمیت و عالمیت فوق العاده و خیلی خیلی صالح و متقی و عالم بوده ، اما نقل کرده اند که در موضوعات ، حرف مردم را گوش می داد و به تحریکات مردم ، متحرک می شد. این چنین کسی به درد حکومت کردن  نمی خورد.
ادامه نوشته

بشارتی از پیش بینی امام(ره) در باره سرنوشت انقلاب

  نظام جمهوری اسلامی تنها نظامی است که از لحاظ تئوریک بر مبنای اذن امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) بنا شده و از لحاظ عملی نیز همه شاهد عنایات ایشان در دفع بلاها از این نظام و کسب موفقیت ها بوده اند.  آقای علي محمد بشارتی گفته اند:
«در تابستان سال 1358 هنگامی که مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که آقای "کاظم" شریعتمداری در مشهد گفته است: من بالاخره علیه امام [خمینی] اعلام جنگ می کنم. خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارشی، خبر مذکور را هم گفتم. ایشان سرش پایین بود و گوش می داد، این جمله را که گفتم، سر بلند کرد و فرمود: این ها چه می گویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق می شویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل می دهیم و پرچم را به صاحب پرچم می سپاریم. پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند.
ادامه نوشته

آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟

دست نوشته اي از شهيد احمدرضا احدي
نفر اول کنکور پزشکي سال 1364 ساعتي قبل از شهادت
بسم رب الشهدا و الصديقين:
چه کسي مي داند جنگ چيست؟
چه کسي مي داند فرود يک خمپاره قلب چند نفر را مي درد؟
چه کسي مي داند جنگ يعني سوختن، يعني آتش، يعني گريز به هر جا، به هر جا که اينجا نباشد، يعني اضطراب که کودکم کجاست؟
جوانم چه مي کند؟ دخترم چه شد؟
به راستي ما کجاي اين سوال ها و جواب ها قرار گرفته ايم؟
کدام دختر دانشجويي که حتي حوصله ندارد عکس هاي جنگ را ببيند و اخبار آن را بشنود، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟
آن مظاهر شرم و حيا را چه کسي ياد مي کند که بي شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
کدام پسر دانشجويي مي داند هويزه کجاست؟
چه کسي در هويزه جنگيده؟
کشته شده و در آنجا دفن شده؟
چه کسي است که معني اين جمله را درک کند: نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسي مي داند تانک چيست؟
چگونه سر 120 دانشجوي مبارز و مظلوم زير شني هاي تانک له مي شود؟
آيا مي توانيد اين مسئله را حل کنيد؟
گلوله اي از لوله دوشکا با سرعت اوليه خود از فاصله هزار متري شليک مي شود و در مبدا به حلقومي اصابت نموده و آن راسوراخ کرده و گذر مي کند،
حالا معلوم نماييد، سرکجا افتاده است؟
کدام گريبان پاره مي شود؟
کدام کودک در انزوا و خلوت اشک مي ريزد؟
و کدام کدام .............؟
توانستيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر نمي توانيد، اين مسئله را با کمي دقت بيشتر حل کنيد:
هواپيمايي با يک و نيم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متري سطح زمين، ماشين لندکروزي را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت مي نمايد، مورد اصابت موشک قرار مي دهد،اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنيد کدام تن مي سوزد؟ کدام سر مي پرد؟
چگونه بايد اجساد را از درون اين آهن پاره له شده بيرون کشيد؟
چگونه بايد آنها را غسل داد؟
چگونه بخنديم و نگاه آن عزيزان را فراموش کنيم؟
چگونه مي توانيم در شهرمان بمانيم و فقط درس بخوانيم؟
چگونه مي توانيم درها را به روي خود ببنديم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگيريم؟
کدام مسئله را حل مي کني؟ براي کدام امتحان درس مي خواني؟
به چه اميد نفس مي کشي؟ کيف و کلاسورت را از چه پر مي کني؟
از خيال، از کتاب ، از لقب شاخ دکتر يا از آدامسي که هر روز مادرت درکيفت مي گذارد؟
کدام اضطراب جانت را مي خورد؟ دير رسيدن به اتوبوس، دير رسيدن سر کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چيز بسته اي؟ به مدرک، به ماشين، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟ صفايي ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشيدن، پرستو شدن
آي پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده اي در همسايگي تو داغدار شده است؟جواني به خاک افتاده است؟
آي دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور کردند؟
هيچ مي دانستي؟ حتما نه! ...
هيچ آيا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره مي خورد، به دنبال آب گشته اي تا اندکي زبان خشکيده کودکي را تر کني
و آنگاه که قطره اي نم يافتي؟
با اميدهاي فراوان به بالين آن کودک رفتي تا سيرابش کني؟
اما ديدي که کودک ديگر آب نمي خورد!!
اما تو اگر قاسم نيستي، اگر علي اکبر نيستي،
اگر جعفر و عبدالله نيستي،
لااقل حرمله مباش!
که خدا هديه حسين را پذيرفت و خون علي اکبر و علي اصغر را به زمين پس نداد.
من نمي دانم که فرداي قيامت اين خون با حرمله چه خواهد کرد...

 

ادامه نوشته